الشيخ محمد علي الگرامي القمي

528

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

سوّم : به يكى از اسمهاى خداوند قسم بخورد ، - يا اسم خاصّ كه به غير ذات مقدّس او گفته نمىشود ، مانند « خدا » و « اللّه » - يا غير خاص كه به غير خدا هم مىگويند ولى به قدرى به خدا گفته مىشود كه هر وقت كسى آن اسم را بگويد ، ذات مقدّس حقّ در نظر مىآيد . مثل آنكه به خالق و رازق قسم بخورد بلكه اگر به لفظى قسم بخورد كه بدون قرينه ، خدا به نظر نمىآيد ، ولى او قصد خدا را كند ، بنابر احتياط مستحب به آن قسم عمل نمايد . چهارم : سوگند را به زبان بياورد ، و اگر بنويسد يا در قلبش آن را قصد كند صحيح نيست ، ولى آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحيح است . پنجم : عمل كردن به قسم براى او ممكن باشد ، و اگر موقعى كه قسم مىخورد ممكن باشد ، و بعد تا آخر وقتى كه براى قسم معيّن كرده عاجز شود ، يا برايش به طورى مشقّت داشته باشد كه قابل تحمّل نباشد قسم او از وقتى كه عاجز شده به هم مىخورد . مسئله 2994 - اگر پدر از قسم خوردن فرزند جلوگيرى كند ، يا شوهر از قسم خوردن زن جلوگيرى نمايد ، قسم آنان صحيح نيست ، بلكه اگر بدون اطّلاع و استجازه از آنان هم ، قسم بخورند ، قسم آنان صحيح نيست ، گرچه احوط استحبابى عمل به قسم است ، مگر اين‌كه پدر يا شوهر قسم آنان را بهم بزنند و از عمل به آن نهى كنند ، يا عمل كردن زن به قسم ، مزاحم حقوق شوهر باشد . مسئله 2995 - اگر انسان از روى فراموشى ، يا ناچارى به قسم عمل نكند ، كفّاره بر او واجب نيست ، و همچنين است اگر مجبورش كنند كه به قسم عمل ننمايد ، و امّا قسمى كه آدم وسواسى مىخورد ، مثل اين‌كه مىگويد : واللّه الان مشغول نماز مىشوم ، ولى به واسطه وسواس مشغول نمىشود ، اگر وسواس او طورى باشد كه او را بىاختيار كرده نتواند به قسم عمل بكند كفّاره ندارد . مسئله 2996 - احكامى كه در بالا گفته شد ، براى سوگندهايى است كه براى تصميم انجام يا ترك كارى در حال يا آينده انجام مىشود ، ولى كسى كه براى اثبات يا نفى چيزى به عنوان خبر قسم مىخورد ، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مكروه است ، و اگر دروغ باشد حرام ، و از گناهان بزرگ مىباشد ، ولى اگر براى اين‌كه خودش يا مسلمان ديگرى را از شرّ ظالمى نجات دهد ، قسم دروغ بخورد اشكال ندارد ، بلكه گاهى واجب مىشود ، ولى اگر توجّه به توريه دارد و به آسانى مىتواند توريه كند ، احوط توريه است . - توريه يعنى كلامى را طورى بگويد كه به نظر خودش خلاف واقع نباشد ولى مخاطب طور ديگرى بفهمد كه در حقيقت خلاف واقع است -