الشيخ محمد علي الگرامي القمي

511

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

اوّل : سگ به طورى تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براى گرفتن شكار بفرستند برود ، و هر وقت از رفتن منع كنند بايستد ، ولى اگر در وقت نزديك شدن به شكار با جلوگيرى نايستد مانع ندارد . و احتياط واجب آن است كه اگر عادت دارد كه پيش از رسيدن صاحبش شكار را مىخورد از شكار او اجتناب كنند ، ولى اگر خون آن را بنوشد يا گاهى شكار را بخورد اشكال ندارد . دوّم : صاحبش آن را بفرستد ، و اگر از پيش خود دنبال شكار رود و حيوانى را شكار كند خوردن آن حيوان حرام است ، بلكه اگر از پيش خود دنبال شكار رود و بعداً صاحبش بانگ بزند كه زودتر آن را به شكار برساند اگر چه به واسطه صداى صاحبش شتاب كند - بطورى كه فرمان صاحبش فقط در سرعت او اثر بكند - بنا بر احتياط واجب بايد از خوردن آن شكار خوددارى نمايد . سوّم : كسى كه سگ را مىفرستد بايد مسلمان باشد هر چند طفل مميّز ، و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر ( ص ) مىكند سگ را بفرستد ، شكار آن حرام است . و همين‌طور غلاة و خوارج كه در حكم كفّار هستند . چهارم : وقت فرستادن سگ ، نام خدا را ببرد ، و اگر عمداً نام خدا را نبرد ، آن شكار حرام است ، ولى اگر از روى فراموشى باشد اشكال ندارد ، و بنا بر احتياط واجب در اين صورت پيش از رسيدن سگ به شكار بسم‌اللّه بگويد . و اگر وقت فرستادن سگ نام خدا را عمداً نبرد و پيش از آنكه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد بنابر احتياط واجب بايد از آن شكار اجتناب نمايد . پنجم : شكار به واسطه زخمى كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد ، پس اگر سگ ، شكار را خفه كند ، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد حلال نيست . ششم : صيّاد تند يا به نحو متعارف به طرف صيد حركت كند . هفتم : كسى كه سگ را فرستاده ، وقتى برسد كه حيوان مرده باشد ، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد ، و چنانچه وقتى برسد كه به اندازه سر بريدن وقت باشد ، مثلًا حيوان چشم يا دم خود را حركت دهد ، يا پاى خود را به زمين بزند ، چنانچه سر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست .