الشيخ محمد علي الگرامي القمي
492
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
مسئله 2818 - رجوع مرد به زن اگر به قصد آزار او باشد - به اينطور كه رجوع كند و باز هم طلاق دهد كه زن مدتها همچنان گرفتار بماند - حرام است و در قرآن كريم صريحا نهى شده است بلكه صحّت اين رجوع هم مشكل است . مسئله 2819 - اگر زنى را دوبار طلاق دهد و بعد از هر طلاق به او رجوع كند ، يا دوبار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق و گذشتن عده عقدش كند ، بعد از طلاق سوّم آن زن بر او حرام است ، ولى اگر بعد از طلاق سوّم به ديگرى شوهر كند ، با چهار شرط به شوهر اوّل حلال مىشود ، يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد : اول : آنكه عقد شوهر دوّم هميشگى باشد ، و اگر مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را متعه كند ، بعد از آنكه از او جدا شد ، شوهر اوّل نمىتواند او را عقد كند . دوم : شوهر دوّم با او نزديكى و دخول كند ، و بنابر احتياط واجب در قبل باشد و بنابر احتياط واجب به نحوى باشد كه از هر دو انزال بشود . سوم : شوهر دوّم طلاقش دهد يا بميرد . چهارم : عده طلاق يا عده وفات شوهر دوّم تمام شود . طلاق خلع مسئله 2820 - اگر زنى نسبت به شوهرش تمايل ندارد و نمىخواهد با او زندگى كند مىتواند مهر يا مال ديگر خود را به او ببخشد كه طلاقش دهد و اين طلاق را طلاق خلع گويند . مسئله 2821 - اگر شوهر بپذيرد و بخواهد صيغه طلاق خلع را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد مىگويد : « زَوْجَتي فاطِمَةُ خَلَعْتُها عَلي ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقْ » ( يعنى زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است ) و جمله « هِيَ طالِق » بنابر احتياط ، واجب لازم است . مسئله 2822 - اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهر ببخشد و شوهر ، همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد چنانچه اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد وكيل ، صيغه طلاق را اينطور مىخواند : « عَنْ مُوكِّلَتي فاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكِّلي مُحَمَّدٍ لِيَخْلَعَها عَلَيْهِ » ، پس از آن بدون فاصله بگويد : « زَوْجَةُ مُوَكِّلي خَلَعْتُها عَلي ما بَذَلَتْ ، هِيَ طالِقٌ » ، و اگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد وكيل بايد به جاى كلمه « مَهْرَها » آن چيز را بگويد ، مثلًا اگر صد تومان