الشيخ محمد علي الگرامي القمي

444

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

احكام كفالت مسئله 2551 - كفالت آن است كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست او را تحويل بدهد ، و همچنين اگر كسى بر ديگرى حقى داشته باشد ، يا ادعاى حقى كند كه دعواى او قابل قبول باشد ، چنانچه انسان ضامن شود كه هر وقت صاحب حق يا مدعى ، طرف را خواست او را تحويل بدهد عملش را كفالت و به كسى كه اين طور ضامن مىشود كفيل مىگويند . مسئله 2552 - عقد كفالت با لفظ صريح يا نوشتهء با امضاء يا عملى كه به وضوح و صراحت بفهماند كه كفيل ضامن احضار و تحويل بدهكار است و با قبول طلبكار ، برقرار مىشود و لازم است ضامن و طلبكار رضايت به اين كفالت داشته باشند ولى رضايت بدهكار - مكفول - لازم نيست . مسئله 2553 - كفيل بايد مكلّف و عاقل باشد ، و او را در كفالت مجبور نكرده باشند ، و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد ، و نيز بايد سفيه نباشد . مسئله 2554 - يكى از هفت چيز ، كفالت را بهم مىزند : اول : حصول منظور از كفالت ، يعنى كفيل بدهكار را به دست طلبكار بدهد . دوم : طلب طلبكار داده شود . سوم : طلبكار از طلب خود بگذرد . چهارم : بدهكار بميرد . پنجم : طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند . ششم : كفيل بميرد . هفتم : كسى كه صاحب حق است به وسيله حواله يا طور ديگرى حق خود را به ديگرى واگذار نمايد . مسئله 2555 - اگر كسى به زور بدهكار را از دست طلبكار رها كند ، چنانچه طلبكار دسترسى به او نداشته باشد ، كسى كه بدهكار را رها كرده ، بايد او را به دست طلبكار بدهد و يا بدهى او را بپردازد .