الشيخ محمد علي الگرامي القمي
442
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
مسئله 2542 - در ضمانت شرط است كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه معيّن باشند . پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد : من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم ، ضامن شدن او باطل است . و نيز اگر كسى كه از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد : من ضامن هستم كه بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم ، ضامن شدن او باطل مىباشد ، و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلًا ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معيّن نكند كه ضامن گندم است ، يا ضامن پول ، صحيح نيست . مسئله 2543 - اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد ، يعنى او را برىالذمه كند ، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد ، و اگر مقدارى از آن را ببخشد ، نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد . مسئله 2544 - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ، نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد . مسئله 2545 - ضامن و طلبكار مىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را بهم بزنند . مسئله 2546 - هرگاه انسان در موقع ضامن شدن ، بتواند طلب طلبكار را بدهد اگر چه بعد فقير شود ، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را به هم زند و طلب خود را از بدهكار اوّل مطالبه نمايد . و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود . مسئله 2547 - اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود ، نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آن وقت نداند و بعد متلفت شود ، مىتواند ضامن بودن او را به هم بزند ، حتى اگر پيش از آنكه طلبكار ملتفت شود ضامن قدرت پيدا كرده باشد . مسئله 2548 - اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد ، نمىتواند چيزى از او بگيرد . مسئله 2549 - اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد و در ضمانت نيز قصد تبرع نداشته باشد ، مىتواند مقدارى را كه ضامن شده پس از پرداخت ، از او مطالبه نمايد ، ولى اگر به جاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد ،