الشيخ محمد علي الگرامي القمي
321
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
مىتواند بدهى خمس خود را باقساط دراز مدّت بپردازد . مگر اينكه اصل سرمايه از پولى باشد كه خمس ندارد ، مثلًا بخشش . مسئله 1882 - انسان مىتواند در بين سال هر وقت منفعتى به دستش آيد در صورتى كه مىداند از مخارج سالش زيادتر است خمس آن را بدهد و جايز است دادن خمس را تا آخر سال تأخير بيندازد . و براى تعين سال سال شمسى و يا قمرى فرقى ندارد . مسئله 1883 - اگر كسى بخواهد سال خمسى خود را تغيير دهد و فصل ديگرى را انتخاب كند مانعى ندارد به شرط اينكه خمس منافع موجودى را فعلًا بدهد . مسئله 1884 - كسى كه مانند تاجر و كاسب بايد براى دادن خمس ، سال قرار دهد اگر منفعتى به دست آورد و در بين سال بميرد ، بايد مخارجِ تا موقعِ مرگش را از آن منفعت كسر كنند و خمس باقيمانده را بدهند . مسئله 1885 - كسى كه از درآمدِ سال خود به مردم قرض داده و در آخر سال از آنان طلبكار است اگر طلب او با مطالبه ، وصول مىشود و مثل نقد محسوب مىشود بايد آخر سال خمس آن را بدهد . ولى اگر فعلًا وقت مطالبه آن نيست يا وصول نمىشود و احتمال سوختن هم دارد هنگام وصول خمس آن را بدهد . مسئله 1886 - كاسبى كه در وسط سال به مردم نسيه داده اگر در آخر سال وقت وصول آن رسيده و قابل وصول است و مثل نقد مىباشد بايد خمس آن را بدهد و گرنه هنگام وصول حساب كند . مسئله 1887 - افرادى كه در ادارات دولتى يا مؤسّسات ، كار مىكنند و معمول است كه مقدارى از حقوق آنان را پسانداز مىكنند كه هنگام بازنشستگى به تدريج به آنان بدهند پس از بازنشستگى ، هر مقدار را كه در هر سال به آنان بدهند جزء درآمد آن سال محسوب است . مسئله 1888 - كسى كه از درآمد سال ، اشياء يا املاكى را براى تجارت و سرمايه تهيّه مىكند اگر فروش آنها در آخر هر سال ممكن باشد بايد آخر سال اوّل ، خمس اصل و ترقّى آن را بدهد و در سالهاى بعد خمس ترقّى قيمت اضافى را بدهد ليكن اگر به مقدار متعارف كه براى سود بيشتر نگه ميدارند نگه بدارد لازم نيست پيش از فروش خمس آن را بدهد . و اگر چندين سال حساب نكرد كافى نيست خمس همه را بدهد بلكه بايد خمس سال به سال