الشيخ محمد علي الگرامي القمي

306

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

مسئله 1789 - اگر قضاى روزهء ميّتى را گرفته باشد ، احتياط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند . مسئله 1790 - اگر به واسطهء مرض ، يا حيض ، يا نفاس ، روزهء رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد لازم نيست روزه‌هايى را كه نگرفته براى او قضا كنند . ولى اگر به جهت مسافرت ، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد بنابر احتياط واجب براى او قضا كنند . مسئله 1791 - اگر به واسطهء مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزه‌هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست هر چند احوط است . و بايد براى هر روز يك « مُدّ » كه تقريباً ده سير است طعام ، يعنى گندم يا آرد يا برنج و مانند اينها به فقير بدهد . ولى اگر به واسطهء عذر ديگرى ، مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند ، روزه‌هايى را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط واجب آن است كه براى هر روز يك « مُدّ » طعام هم به فقير بدهد . مسئله 1792 - اگر به واسطهء مرضى روزهء رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او بر طرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزه‌هايى را كه نگرفته قضا نمايد . و نيز اگر در ماه رمضان ، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر بر طرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد روزه‌هايى را كه نگرفته بايد قضا كند ، و احتياط واجب آن است كه براى هر روز يك « مُدّ » طعام هم به فقير بدهد . مسئله 1793 - اگر در ماه رمضان به واسطهء عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك « مُدّ » گندم يا آرد و مانند اين‌ها هم به فقير بدهد . مسئله 1794 - اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك « مُدّ » گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد . بلكه اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از بر طرف شدن عذر روزه‌هاى خود را قضا كند و پيش از آنكه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند بايد قضاى آن را بگيرد ، و احتياط واجب آن است كه براى هر روز هم يك « مُدّ » طعام به فقير بدهد .