الشيخ محمد علي الگرامي القمي

56

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

تقليل نرخ مزد كارگر مىباشد و يا ترتيبى بدهيم كه بهره‌ورى در همان ساعات زمان لازم بيشتر گردد . مىخواهم بگويم اين ديد ( نفى مطلق ارزش اضافى ) از ناديده گرفتن نيروى متمركز صاحب ماشين است چنان كه روش معمولى توليد كنندگان از ناديده گرفتن يا كم گرفتن نيروى كارگر است ماشين نيروى متمركز صاحب ماشين است كه از كارش پولى تهيّه نمود و با پولش ماشين خريده است . همين طور كه اين ليوان معلول ماشين و كارگر است و بالأخره سهمى هم از آن ماشين مىباشد ، پول ماشين هم تبلور ماشين است و پول هم تبلور كارهايى است كه انجام داده و پول تهيّه كرده است توجّه داريد كه منظورم اين نيست كه هر كارخانه دارى پول صحيح و حلال داشته و با آن پول كارخانه خريده است ، نه بلكه مىخواهم بگويم متن قانون بايد يك طرفه نباشد . وقتى مىگوئيم صاحب ابزار توليد ، نبايد تصورّ كنيم همه جا يك كسى است كه با استثمار مردم ، پولى تهيّه كرده و با ماشين هم همينطور . همواره ماشين دار ، يك نفر مترف و ثروتمند افراطى نيست كه از ناديده گرفتن سهم مربوط به نيروى تمركز يافتهء آن ، ناراحتى وجدانى نداشته باشيم . احياناً ماشين دار ، يك نفر فقير تنگدستى است كه تا نيرو داشته كار