الشيخ محمد علي الگرامي القمي

20

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

آن بزرگان ، قوم پيامبر ، كه در اجتماع چشم گير بودند و كفر ورزيده ديدار آخرت را تكذيب كرده بودند و در زندگى دنيا نعمت زيادشان داده بوديم گفتند اين پيامبر فردى چون شماست . . . اگر از او پيروى كنيد زيانكار خواهيد بود . « وَ مآ ارَسْلنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفوُهآ انَّا بِمآ ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِروُنَ » ( 34 ) آيهء 34 ، سبا . در هيچ مملكتى بيم دهنده نفرستاديم جز اينكه متنّعمان آن مىگفتند ما به آئينى كه بدان رسالت داريد كافر هستيم . اين آيه گر چه از نظر تاريخى مشكل پيامبران و مخالفت مترفين را بيان مىكند كه همواره در تمام اديان اين مخالفت بوده است ، ولى به خوبى ريشهء اين مخالفت را بيان مىكند كه همان نعمتهاى بىحساب آنهاست كه آنها را عياّش بار آورده كه هيچ گونه تحوّل و انقلابى را نمىپذيرند . اين اعتياد در عياّشى و حفظ برنامهء يكنواخت زندگى در آيهء ديگرى از زبان « مترفين » بيان شده است . « وَ كَذلكَ مآ ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فى قَرْيَةٍ مِنْ نَّذيرٍ الّا قالَ مُترَفوُهآ انَّا وَجَدْنآ اباءنا عَلى امّةٍ و انَّا عَلى اثارِهِمْ مقْتَدوُنَ » آيهء 23 ، زخرف . و همين طور در هر مملكتى كه پيش از تو بيم دهنده فرستاديم