الشيخ محمد علي الگرامي القمي
58
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)
آنها كه رتبهى قضاوت دولت اسلامى را فرا گرفته و به آن وظيفهى مهم قيام نمودهاند هيچ راهى جز اين ندارند كه اساس قضاوتهاى خود را همان قانونى قرار دهند كه از طرف خداوند آمده است . خداى تعالى در سورهى مائده در اين باره به چنين تفصيل بيانى دارد : « همانا فرو فرستاديم ما تورات را ، در آن هدايت و نور است ، پيامبرانى كه اسلام آوردهاند براى يهوديان به آن حكم مىكنند و ( نيز ) الهيون ودانشمندان . . و به دنبال آنها عيسى بن مريم آورديم . . بايد انجيليان به آنچه كه خداوند در آن فرو فرستاده است حكم نمايند و آنها كه به آنچه خدا فرستاده حكم نكنند آنها همان فاسقانند » و پس از آنكه تاريخ يهود و مسيحيان را به اين طريق بيان فرمود پيامبر ما صلى الله عليه و آله را خطاب نموده مىفرمايد : « و به حق فرو فرستاديم قرآن را كه مصدق كتابهاى پيشين و نگهبان آنهاست پس تو هم ميانشان به آنچه كه خدا فرستاده حكم نما و از آنچه كه از حق به تو آمده ( رونگردانده ) هواهاى آنها را پيروى نكن ، » و آنگاه موضوع را به اين جمله ختم فرمود : « پس آيا حكم جاهليت را مىطلبند و براى مؤمن از جهت حكم و قضاء چه كسى بهتر از خداوند است ؟ » - مائده ، 44 - 50 . در خلال اين خطاب نورانى پروردگار ، سه بار تكرار شده است كه « آنها كه به آنچه خداوند فرستاده حكم نكنند آنها همان كافرانند . . . آنها همان ستمگرانند . . . آنها همان فاسقانند » . بنابراين محتاج به گفتن نيست كه « دادگستريهاى » دولتى اسلام براى اجراء قانون الهى تأسيس مىشوند نه براى معارضه و جنگ با آن . « 1 »
--> ( 1 ) - و راستى قضاوت بسيار مهم است ، اگر بدرستى حكم شود اجر بسيار زيادى دارد و اگر به ناحق حكم شود جهنم است مگر اينكه تحقيق و تفحص عميق كرده باشد و تصادفاً و بدون تقصير اشتباه كرده باشد و اين است كه فرمود سه گروه از چهار گروه قضات جهنمى هستند