الشيخ محمد علي الگرامي القمي

35

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)

مشكلات مدارك چهارگانه‌ى مزبور در كتابها ضبط و هميشه در دسترس بوده است ، قرآن محفوظ و احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و اعمال خلفاء و عقايد مجتهدين همه تدوين و ضبط است هيچ يك مفقود نيستند ، ليكن در عين حال وقتى مىخواهيم مواد قانون اساسى خود را از آنها استخراح نموده با ترتيبى منظم به صورت قانونى مدون در آوريم با سختىها و مشكلاتى رو به رو مىشويم و مايلم پيش از بيان اصل مطلب حقيقت اين مشكلات را شرح دهم : 1 - پيچيده بودن اصطلاحات نخستين مشكل از راه لغت پيش مىآيد مردم اين زمان اصطلاحاتى را كه در قرآن و كتب حديث و فقه درباره‌ى احكام و مواد قانون اساسى آمده كمتر مىفهمند و اين هم بدين جهت است كه نظام سياسى اسلام مدت بسيارى است در ميان ما تعطيل شده و امروز آن اصطلاحات شنيده نمىشود در قرآن كريم هر روز به كلماتى از قبيل « سلطان » ، « ملك » ، « حكم » ، « امر » و « ولايت » برخورد مىكنيم و كمتر به واقعيت صحيح اين كلمات مىرسيم . و اين جا است كه ما وقتى مواد قانون اساسى قرآن را بيان مىكنيم حتى بسيارى از تحصيلكردهاى روز با تعجب و تحير مىپرسند مگر در قرآن آيه‌اى هم هست كه مربوط به حدود حكومت و قانون اساسى باشد ؟