الشيخ محمد علي الگرامي القمي
19
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)
اجتماع را رها مىكنيم ، هر چه مىخواهد بشود ؟ كنارى بنشينيم و فسادها را تماشا كنيم و بگوئيم : بگذار غم و بلا فزون گردد * تاكاخ فساد واژگون گردد اين بام شكسته پى كه داريم * بى سايه و سقف و بيستون گردد و تنها به انتظار فرج امام دوازدهم عليه السلام كه آخرين معصوم است بنشينيم ؟ اين همان دركى است كه برخى عوام مردم از جملهى « انتظار فرج » دارند . يا خود را طبق مبانى امر به معروف و نهى از منكر ، و لزوم حفظ حيثيت اسلام و مسلمين ، و رفع هرج و مرج از اجتماع ، موظف بدانيم طرحهاى اصلاحى ريخته به قالب عمل در آوريم . بگوئيم اگر اصل فساد و اساس « منكر » را نتوانستيم ريشه كن كنيم ، مرتبهاى از آن را كه مقدور است از بين ببريم ، اگر دسترسى به پيشواى معصوم امكان ندارد با استفاده از قرآن و حديث ، موادى طرح كنيم كه ملت و حكام بدان احترام گذارده مرجع قانونى بوده و به اصطلاح « قانون اساسى » اجتماع باشد ؟ كسى كه با مبانى اسلام مختصر آشنائى داشته باشد خوب مىداند كه اسلام همين را مىگويد ، اسلام دستور جلوگيرى از فساد به هر قدر كه ممكن باشد مىدهد ، و در عين حال تبعهى خود را از آيندهى بهترى مأيوس نساخته آتيهى درخشانى را نويد داده ، انتظار اين « فرج » را مىستايد . مطلبى كه بيان شد اساس حملههاى كوبندهء علماى اعلام شيعه در قرن اخير چون آية اللّه العظمى آخوند خراسانى و آية اللّه نائينى قدس سر هما و ديگران به قواى - به قول آيت الله نائينى قدس سره - « ملعونهء » استبداد و