الشيخ محمد علي الگرامي القمي
20
خدا در نهج البلاغه (فارسى)
امروزه با محاسبات دقيق رياضى پيرامون نور ، فاصلهء دورترين ستارگان و حتّى فواصل و حجم كرات را اندازه مىگيرند و از رهگذر آن به اندازهء حجم دخمههاى كهكشانى ، همچون دخمهء هولناك كهكشان ام 87 ( كهكشان مجاور كهكشان كرهء زمين ) دست مىيابند . نظريه فلسفى ازليّت جهان و انسان برخى از فلاسفه ، براساس فيّاضيّت مطلقهء خداوند ، جهان را ازلى دانستهاند . به عقيده آنها ، چون صفات خداوند به علّت عينيّت با ذات ، واجب الوجودند و « فيّاضيّت » نيز از جمله صفات الهى است ، پس بايد همواره مخلوقاتى باشد تا خداوند از رهگذر فيضرسانى به آنها « فيّاض » گفته شود . از نگاه اين فلاسفه ، هر موجود ممكنى كه وجودش ممتنع « 1 » نيست ، حتما تحقّق مىيابد و گرنه يا بخل يا جهل و يا عجز در ذات بارى تعالى راه خواهد يافت . بنابر چنين باورى با وجود مقتضى و عدم مانع ، وجود هر پديدهاى ضروروى مىشود و اگر هر شئ ممكن الوجود يا امكان ذاتى « 2 » همراه بود و از امتناع بالذات و بالغير « 3 » تهى ، قطعا پديد مىآيد ، زيرا در غير اين
--> ( 1 ) . ممتنع : هر مفهومى كه هنگام مقايسهاش با وجود ، مفهوم امتناع و عدم داشته باشد ؛ آغاز فلسفه ، سيد محمد حسين طباطبايى ، ترجمه محمد على گرامى ، ص 81 . ( 2 ) . « امكان ذاتى » اقتضا دارد كه « ممكن الوجود » تحقّق يابد . ( 3 ) . « امتناع بالذّات » و « امتناع بالغير » مانع اين است كه « ممكن الوجود » تحقّق يابد .