الشيخ محمد علي الگرامي القمي
18
خدا در نهج البلاغه (فارسى)
« حدوث » به دو معنا مىآيد : حدوث ذاتى و حدوث زمانى . « حدوث ذاتى » به معنى فقر ذاتى شىء است و هرگاه گفته شود : آن شىء حدوث ذاتى دارد يعنى ذاتا وابسته به ديگرى است . بنابراين اصطلاح ، تمامى مخلوقات با حدوث ذاتى همراهند . « حدوث زمانى » يعنى وجود پس از نيستى سابق و هرگاه بگوييم : آن چيز حدوث زمانى دارد يعنى قبلا نبوده و بعدا به وجود آمده است . مراد امام عليه السّلام از حدوث و قدم امّا در مورد « حدوث » و « قدم » به كار رفته در كلام امام عليه السّلام ، بايد گفت كه اين دو واژه بر حدوث و قدم زمانى دلالت دارد ، چرا كه اولا : حدوث زمانى در برابر « قدمت » و « ازليّت » ، به معناى عرفى آنها ، قرار مىگيرد ؛ ثانيا : با حركت و سكون ملازم است ؛ ثالثا : بودن خداوند ، آنگاه كه آسمان و زمين و شب و . . . نبود ، به معنى عرفى اين كلمات و جملات ، بر قدم زمانى خداوند كه در برابرش حدوث زمانى است ، دلالت مىكند . داورىها پيرامون حدوث و قدم زمانى خلق و خدا پس از آنكه به مفهوم عرفى كلام امام عليه السّلام با نظر ابتدائى دست يافتيم ، نوبت به آن مىرسد كه ببينيم عقل ، عرف و علم ، درباره حدوث يا قدم زمانى خلق و خدا چه قضاوتى دارد .