الشيخ محمد علي الگرامي القمي

13

خدا در نهج البلاغه (فارسى)

مقدمه بسمه‌تعالى اواخر سال 1355 ه ش كه پس از چندين سال از زندان ستم‌شاهى آزاد شدم ، هفته‌اى شش شب به بحثهاى جنبى حوزه علميه قم پرداختم : دو شب دربارهء شناخت قرآن ، سه شب دربارهء فلسفهء اسلامى و يك شب دربارهء توحيد در نهج البلاغه . زيرا طبق روال حوزه همواره بحثهاى جنبى در حاشيه بوده است . ظاهرا در نظر بزرگارن قديم حوزه اگر يك طلبهء علوم حوزوى در سه علم اساسى فقه ، اصول و فلسفه متبحّر باشد ، در فهم علوم و معارف ديگر اسلامى مشكل چندانى نخواهد داشت . چنانچه اين امر در مقايسه تفسير الميزان با برخى از تفاسير ديگر مشهود است . مرحوم سيد رضى ( ره ) از نگاه ادبيانه خويش مجموعهء سخنان حضرت على عليه السّلام را « نهج البلاغه » ناميد چرا كه آموزندهء آئين و روش سخنورى و بلاغت است . اساسا ويژگى كتاب و انسان جامع چنين است كه جامع كمالانند و هر كسى از جهتى به آن عشق مىورزد ، و گرنه نهج البلاغه را مىتوان مجموعه‌اى از نهج العرفان ، نهج التوحيد ، نهج النبوة و الامامة ، نهج الحرب ، نهج التربية و . . . هم دانست . اينجانب در توفيقى كه حاصل شد ضمن بحث از كتاب ارجمند نهج البلاغه ، معارف توحيدى ( بخش اثبات صانع ) را مورد بررسى و دقت قرار داده و ده راه را براى وصول به خداوند متعال استخراج نمودم : 1 - حدوث 2 - نظم 3 - هدايت غريزى 4 - نقصان‌پذيرى پديده‌ها 5 - حقيقت وجود 6 - هدف نهايى حركت تكاملى 7 - فطرت 8 - دعا ، نياز روح 9 - فسخ عزم و تصميم 10 - تجلى اللّه در قرآن .