عز الدين حسينى زنجانى
72
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
سخن على عليه السلام با ربيع ربيع بن زياد كه از صحابهء آن بزرگوار بود تيرى بر پيشانىاش رسيد و در اثر آن جراحتى سخت برداشت . هر سال بعد از بهبودى كوتاه ، عود مىكرد . مولاى متقيان عليه السلام هنگام عيادت او در منزل وسيعى كه در بصره داشت به او فرمود : حياط به اين وسعت را براى چه مىخواهى ؟ ! در حالى كه در آخرت به حياط وسيعترى محتاجتر خواهى بود . آرى ، اگر توانستى با دارا بودن حياط وسيع به هدفى در آخرت برسى چه بهتر و آن در صورتى است كه با مهماندارى و صله و پيوند كردن با خويشاوندان و رساندن حقوق به صاحبانشان به آخرت هم برسى . « 1 » دقت كنيد على نفرمود : بزرگى خانه نعمت نيست . ربيع وقتى كه اين كلمات را شنيد فهميد كه دارا بودن حياط بزرگ در صورتى خوب نيست كه مايهء غفلت و فراموشى آخرت و اعمال نيكو باشد ، نه بهطور كلى . بدين جهت عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! از دست برادرم عاصم به تو شكايت مىكنم . فرمود چرا ؟ عرض كرد : چون به كلى از دنيا اعراض كرده و به يك عبا اكتفا نموده است . فرمود : « او را حاضر سازيد » . عاصم را حاضر كردند . حضرت در مقام توبيخ فرمود : اى دشمن حقير و زبون نفس خود ! خبيث ( شيطان ) تو را سر در گم كرده . به عيال و همسر و فرزندانت رحم نمىكنى ؟ بدن و همسرت بر تو حقى دارند . آيا خيال مىكنى خداوند با اين كه ميل نداشت از طيبات دنيا استفاده نمايى آنها را بر تو حلال كرد ؟ تو زبونتر و پستتر از آنى كه خدا به ملاحظهء تو بر خلاف ارادهء خود امرى را اظهار نمايد . عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! چرا خودت در لباس و غذا چنين به خود سخت مىگيرى ؟ فرمود : من با تو فرق بسيار دارم . من پيشواى امتى هستم كه هنوز در آن مستمندان و بيچارگان زياد هستند . من زندگى خود را تا سر حد زندگى آنها فرو مىآورم تا تنگدستى ،
--> ( 1 ) . ما تَصنعُ بسعة هذه الدارِ في الدنيا ، أَما أنت في الآخرة لبيت أحوج . و بلى إِن شئتَ بلغتَ بها الآخرة تقوى فيها الضيفَ و تصل فيها الرحمَ و تطلع منها الحقوقَ مطالعها فإذاً أنت قد بلغت بها الآخرة .