عز الدين حسينى زنجانى
64
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
ايمان . 2 . در هر دو مضر است ، مانند نادانى و فساد عمل . 3 . در دنيا نافع و در آخرت مضر است ، مثل شهوات و آنها را به عنوان هدف قرار دادن . 4 . در دنيا مضر است و در آخرت نافع است ، مانند از بين بردن شهوات و مخالفت با نفس . قسم اوّل مسلماً نعمت حقيقى است . قسم دوم و سوم تحقيقاً بلا مىباشد و نعمت نيست ؛ زيرا معيار كارها همواره به عاقبتِ آنهاست . چيزى كه عاقبت آن ضرر باشد ، قطعاً نعمت نيست . اما چهارم مانند دواى تلخ كه تلخ ولى نافع است و از ديد صاحبان بصيرت ، نعمت است ؛ اگر چه نزد نادانان ، بد و شر باشد . قسم دوم : بعد از تحقق خارجى . در دنيا خير و شر به هم آميخته است و خير و سعادت ، خالص و بدون كدورت نيست . مانند ثروت ، فرزند ، عيال ، بستگان و مقام كه خير آميخته به شر است . اين بخش هم به چند قسمت تقسيم مىشود . 1 . نفعِ بيشتر با ضرر كمتر ، مانند داشتن ثروت و جاه و وسايل دنيوى به مقدار كفايت براى اكثريت مردم . 2 . ضرر با نفعِ اندك ، مانند ثروت زياد و جاه و مقام عالى در حق اكثريت مردم . 3 . متساوى بودن ضرر و نفع . گفتنى است كه اين تقسيم برحسب اكثريت است . چه بسا ثروت زياد كه نافع و مايهء سعادت باشد ؛ مانند آنكه با داشتن ثروت زياد ، هم خود استفاده مىكند و هم به مصرفِ دستگيرى مستمندان و به مصارف عام المنفعه و باقيات صالحات مىرساند . چه بسا براى فردى ، داشتن مقدار كفايت ضرر دارد . زيرا آن را براى خود اندك مىداند . اين تقسيم بر حسب اغلب در نظر گرفته شده است ، نه كلىِ غير قابلِ تخلف . قسم سوم : خير و خوبى و سعادت از نظر مقايسه با ديگرى به يك اعتبار خود ، واجد كمال و مطلوبيت است و يا واجد كمال آن نسبت به ديگرى است و اين هم سه قسم است : 1 . خود واجد كمال مطلوب است ؛ مانند : سعادت ملاقات با خدا ، و سعادت آخرت ؛ زيرا پروردگار متعال آخرين هدفهاست . 2 . نسبت به ديگرى كمال دارد ، مانند درهم و دينار كه مطلوبيت نفسى ندارد ؛ زيرا اگر آن وسيلهاى براى نعمتهاى ديگرى نباشد در اين صورت طلا و نقره با سنگ ريزه تفاوتى ندارد . 3 . خود هم واجد كمال نفسى است و هم نسبت به