عز الدين حسينى زنجانى

50

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

مخصوص ذات احديت است . به اين معنا كه هر حمد و ستايشى كه از انسان در مقابل عمل نيكى صادر مىشود آن‌هم مخصوص خداست . ولى بيان فوق بيش از اين را نمىرساند كه محال است مرتبهء شامخى از حمد را كه ذات اقدس الهى استحقاق دارد كس ديگرى مستحق باشد . اين موضوع مسلم است ؛ اما ادعاى ما را كه هر ستايشى در برابر هر فعل اختيارىِ نيكى مخصوص خداست اثبات نمىكند . اما روايت اوّل اين مقدار را اثبات مىكند كه با جمله الْحمدُلِلّه همهء ستايش‌ها انجام شده است ؛ از اين جهت كه ذات بارى تعالى مرتبه‌اى از حمد را مستحق است كه ممتنع است ديگران مستحق آن باشند . پس حمد در مرتبهء خاصى مخصوص خدا است نه طبيعت حمد . يعنى تمام حمدها درمراتب طولى ( حمد در مرتبه خاص و سپس در مرتبه عمومى كه براى غير حق تعالى ممتنع نباشد ) به ذات احديت اختصاص دارد . ظاهر روايت دوم هم آن است كه با جمله الحمدلله حق شكر ادا شده ، يعنى طبيعت و جنس حمد مخصوص خداست و آن‌هم به جهت شايستگى . اين جا نيز خدا به مرتبه‌اى از حمد ، كه ممتنع است ممكنات ، آن شايستگى را داشته باشند همان ايراد اوّل پيش مىآيد . 3 . حكما گفته‌اند هر موجودى داراى دو كمال است : كمال اوّل و كمال دوم . مراد از كمال اوّل افاضهء وجود به تمام موجودات است . كمال دوم ، بعد از وجود و خلقت عبارت است از هدايت خاص و غريزى هر موجودى به كارهايى كه در تكميل خلقت خاص وى لازم است و اگر هدايتِ غريزى نباشد به كمال خاص خود نرسيده ، تباه خواهد شد . بنابراين در قرآن كريم فرمود : « الَّذِى أَعْطى كُلَّ شَىءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى » ؛ « 1 » پروردگار متعال كه خلقت همه چيز را نيكو كرد و سپس به آنچه لازمهء بقاى زندگى اوست هدايت فرمود : مانند هدايت حيوانات و حتى حشرات ؛ به آنچه كه در زندگى لازم دارند و منافع و ضررهاى خود را تشخيص مىدهند و به هدايت غريزى آنچه را كه منفعت است به سوى خود جلب و آنچه را كه ضرر است از خود دور مىنمايند . بديهى است كه همهء اينها از ناحيهء پروردگار متعال است .

--> ( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 50 .