عز الدين حسينى زنجانى
43
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
آنهم اثر فعل است نه خود فعل و هر چه در صحنهء گيتى مشهود است همه ، انعام و احسان اوست كه ناشى از مقام رحمانيت و افاضهء حق مىباشد . اديم زمين سفرهء عام اوست * بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست 2 . چنان كه در آيهء شريفه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ » ، بعد از كلمهء « الله » اسم « رحمان » آمده كه اوّلين نمودار ذات الهى و صفت انعام و احسان عمومى خداوند است . شريكة القران فاطمهء اطهر - صلوات الله عليها - هم مناسب است بر طبق قرآن بفرمايد . به عبارت روشنتر ، چون در ستايش نظر به ذات و صفات است كه يكى از آنها صفت انعام الهى است - كه همان اوّلين ارتباط و نخستين تجلى و اثر ذات بىانتها مىباشد - فرمود : الحمد لله على ما انعَم ، و نفرمود الحمد على نِعَم الله زيرا در اين عبارت ، ستايش در برابر نعمتها است بدون نظر به منعم ؛ ولى در الحمدُ لله على ما أَنعم نظر نخست به منعم و آنگاه به انعام اوست . خلاصه آنكه پس از ملاحظهء ذات الهى كه خود ، در خور ستايش است ، انعام وى هم كه اوّلين ارتباط بين خالق و مخلوق است مشمول ستايش مىباشد . بنابراين مناسب آن است كه كلمهء « ما » موصوله باشد . علاوه بر اين جملات بعدى « من عموم نعم . . . » با « مِن » بيانى آمده است و هميشه در لغت عربى « مِن » بيانى بعد از موصول به كار مىرود . فعل انعام به معناى مصدرى ( يعنى نعمت دادن ) جز در مرحلهء فكر و تعقل موجود نيست . قرآن و تسبيح موجودات آيات متعددى در قرآن كريم حمد و تسبيح را به همه موجودات نسبت مىدهد از جمله : « وَ إِنْ مِنْ شَىءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ؛ « 1 » هيچ موجودى نيست مگر اين كه او را بر ستايش ، به پاكى ياد مىكند ولى شما تسبيح آنها را متوجه نمىشويد . در سورههاى ديگر مكرر آمده : « سَبَّحَ للهِ » يا « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الأَرْضِ » ؛ آنچه در آسمانها و زمين است همه ، ذات حق را تسبيح مىگويند . بنابراين
--> ( 1 ) . اسراء ( 44 ) آيهء 17 .