عز الدين حسينى زنجانى
39
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
أمد ، أبَدَ : راغب در مفردات مىگويد : « ابد » و « امد » دو معانى نزديك به هم دارند . تفاوت در اين است كه « ابد » مقدار زمانى است كه محدود نيست و قيد لفظى هم قبول نمىكند . مثلًا نمىتوان گفت : ابَد فلان كار امّا مىتوان گفت : امَدَ فلان كار . « امد » در صورت عدم تقييد ، حد مبهم و مجهول دارد و در صورت حصر گفته مىشود : امَد فلان كار . فرق ميان « زمان » و « امد » آن است كه « امد » را به اعتبار فرجام مىگويند و « زمان » شامل آغاز و فرجام است . ولى در جواب راغب بايد گفت كه « ابد » مقدار زمان غير محدود در هر مورد است ، به نحوى كه خود آن مورد گنجايش دارد نه غير محدود و مطلق . مثلًا در آيهء شريفهء « إِنّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها » ؛ مادامى كه ( ابداً ) آن عده از آنجا هستند ما هرگز داخل قريه نخواهيم شد . در اين جا ابديت به معناى احاطه و شمولى است كه در مدت آن عده ملاحظه شده ، يعنى آن قطعه از زمان كه شامل آغاز ، وسط ، فرجام است ، همه را فراگير ، يعنى چه در اوّل و چه در وسط و چه در آخر اقامت آنها وارد قريه نمىشويم . در فارسى معنا و مفهوم « هميشه » و « پيوسته » را مىرساند كه ممكن است با قرائن معناى آنچه غير محدود است و آخر ندارد استعمال شود ؛ مثلًا خالدينَ فيها أبداً ؛ در آتش ثابت هستند تا زمان غير محدود . يعنى تا زمانى كه پايان ندارد . بنابراين بهطور كلى نمىتوان گفت : در غير محدود استعمال مىشود ؛ بلكه بايد به قرائن مقام توجه كرد . و نيز اين كه گفته « امد » به اعتبار فرجام اطلاق مىشود ، صحيح نيست ؛ زيرا در قرآن كريم به معناى گذشته وارد شده . « ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَىُّ الحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً » ؛ « 1 » سپس اصحاب كهف را از خواب برانگيختيم تا معلوم كنيم كدام يك از دو حزب از حيث زمان و مقدار توقفى كه نمودهاند بيشتر به شمارهاش احاطه دارند . مسلماً « امد » در اين جا به معناى زمان است . پس مطلقاً به اعتبار فرجام نيست . ندب : دعوت نمودن .
--> ( 1 ) . كهف ( 18 ) آيه 12 .