عز الدين حسينى زنجانى
116
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
در اين آيهء شريفه به نكاتى بر مىخوريم : در نظام زندگى همه اينها كه در آيه شمرده شده ضرورى است و چون ضرورى است خداى متعال با كشش درونى آنها را براى بشر ايجاد فرمود و چون اين نظام ضرورى است ، وجود اين خواستها لازم است . پس برداشت عدهاى از مفسرين در معناى اين آيه كه نكوهش از دوست دارى اينها را فهميدهاند ، اشتباه است ، زيرا مثلًا اگر خواست زن و فرزند فقط به عقل آدمى سپرده مىشد ، هرگز فردى به وظايف تشكيل خانواده قيام نمىكرد ؛ چه اين كه از نظر عقل پرداختن به امور زندگى بدون كشش باطنى كار پرزحمتى است كه توان فرسا مىباشد و انسان بدون جذب باطنى ، اين همه مشكلات را بر خود هموار نمىكرد . پس بايد دانست كه تا عاطفه و كشش همراه مقصدى نباشد پيدايش آن مقصد بسيار دشوار و نزديك به محال است . بنابراين نه اين كه آيه در نكوهش اين خواستهاست بلكه از راه كشش درونى به جاذبههاى جاودانى دعوت مىكند و مثل اين كه مىفرمايد : اصل خواستهاى صاف و بىآلايش ، رنجها و مشقات و در ماوراى اين دنيا است . چنان كه اگر انسان با مراعات اعتدال يعنى مطابق دستور انبيا رفتار كند به همين خواستها به صورت هميشگى و جاودانى دست خواهد يافت كه : اصل صد يوسف جمال ذوالجلال * كمتر از زن ، شو فداى آن جمال در روايات بىشمارى بر فوايد ياد خدا و سحرخيزى تصريح و تأكيد شده كه همه اينها خود نشانهء اين است كه آدمى در درون انسان لذت و كششى به اين امور هست و اگر در عمق جان آدمى كششى نسبت به اين مطالب نبود اين تأكيدات سودى نمىبخشيد . روى همين جهت در دعا درخواست مىشود : أذِقني حَلاوَةَ ذِكرك ؛ پروردگارا ! شيرينى و لذت ياد خود را به من بچشان . در دعاى عرفهء صحيفهء مباركه وارد شده است : وَ زَيِّنْ لي التفرّدَ بمناجاتِكَ بالليلِ و النهارِ ؛ پروردگارا ! خلوت كردن با خود و مناجات شب و روز را براى من زينت بده . چگونه مىشود با دست نيافتن به لذتهاى ديگر ، خواب نوشين سحرگاهان را ترك كند ؟