الشيخ محمد علي الگرامي القمي
53
خودسازى و مسائل روانى (فارسى)
است كه هر گونه مانعى را از پيش بر مىدارد ، ولى گاهى در مرتبه پائينترى قرار دارد و فى المثل اگر وسائل ميخوارگى در شعاع يك كيلومترى باشد بدنبالش مىرود ولى اگر دهها كيلومتر فاصله داشته باشد حال اقدام ندارد ، اگر مقدمات عادات زشت فراهم باشد در آن خود را آلوده مىسازد ولى اگر تهيه مقدمات مشقت فراوانى داشت باشد . بدنبالش نمىرود ، و همين مطلب يك عيب بزرگ بيمارى « استمناء » مىباشد كه در اثر فراهم بودن مقدمات ، شخص بيمار به سختى مىتواند خود را رهائى بخشد و تعجب از برخى اساتيد روانشناسى تهران است كه اين موضوع را ناديده گرفته به اندازهء محدود آن را تجويز و بلكه تشويق كردهاست . « 1 »
--> ( 1 ) - دكتر ناصرالدين صاحب الزمانى در پارهاى از نوشتههايش اشكالات استمناء را به عقيدهء خود بر طرف كرده بلكه جوانان مجرد را تشويق هم كرده به شرط آنكه زياد نشود . ولى بايد گفت جوانى كه مبتلا شد چگونه مىتواند براى خود وقتهاى معينى را تعيين بنمايد و از زياده روى جلوگيرى كند ؟ و شايد اسلام هم به همين جهت به طور كلى تحريم نموده است . چنان كه معلوم نيست يك قطره بسيار اندك شراب ضررى داشته باشد ولى اسلام با توجه به اين نكته كه جلوگيرى از ازدياد آن بسيار مشكل است تحريم مطلق فرموده است . . ايشان توجه به اين نكات نفرمودهاند و بايد بگويم فتوائى بر خلاف عقل و شرع دادهاند ! جوانانى كه اينقدر در برابر مناظر مهيج شبانه روزى قرار دارند ، و خودشان بارها اظهار عجز كرده شكست خود را در اين گونه مقاومتها ابراز مىدارند چگونه مىتوانند پس از آلوده شدن به اين بيمارى اخلاقى خود را كنترل نمايند ؟ شايد متناسب باشد كه بگويم كه ايشان در نوشتجات روانى و منطقى خود اشتباهات ديگرى نيز مرتكب شدهاند كه اگر دقت بيشترى مىكردند بهتر بود . در يك نوشته منطقى هم كه سابقا براى نوجوانان دبيرستانى نوشته اند مىگويند : « علت اينكه كتابهاى منطقى حوزههاى علميه مشكل نوشته شده اين است كه اينها مىگويند منطقى را بحث در الفاظ نيست » در حالى كه همه مىدانند كه اين جمله اشاره به تعيين موضوع و راه استدلال در منطق است كه از علوم عقلى است . و هيچ ربطى به گفته ايشان ندارد .