الشيخ محمد علي الگرامي القمي
46
خودسازى و مسائل روانى (فارسى)
خشم چوپانها و دهاتيهاى اسپانيا با مشكلى سخت دچار شده بود انقلابى بود كه تمام واحد قواى انسانى به كار افتاده بود ! بالاخره خود با ارتشى به تعداد آن روز ، سهمگين ( 250 هزار نفر ) به آن كشور رفته سكوت مرگبارى برقرار ساخت ولى هر چه وضع ملت سختتر مىشد مقاومتش بيشتر مىگشت ، مارشال لان كه در هيچ جنگى نمىترسيد و اعصاب و احساسات برايش معنى نداشت وقتى اجساد بىشمار كشتگان را ديد گفت : چه جنگى ؟ ! چه مصيبتى است كه انسان مجبور باشد اين مردم شجاع را حتى اگر ديوانه هم باشند بكشد ؟ ! اين پيروزى تنها غم و رنج به بار مىآورد . « 1 » زمينه انقلاب انقلابهاى روحى به وسيله تفكرات فردى و دقت در برنامه موجود زندگى و نابسامانيهاى آن و فكر زياد درباره زندگى بهتر پيدا مىشود . به تعبير ديگر انقلاب معلول عدم رضايت به وضع موجود ، و اميد به آينده بهتر ، و امكان دستيابى به آن پيدا مىشود . انتظار هم همينطور است و فلسفهاش همين است . وقتى مشكلات در نظر انسان بسيار ناراحت كننده جلوهگر شد مقدمات انقلاب و انفجار پيدا مىشود ، و آن وقت است كه بايد كاملا دقيق بود حكومت را به دست عقل داده از مسير افراط جلوگيرى نمود . به
--> ( 1 ) - « ناپلئون » تأليف « تارله » .