الشيخ محمد علي الگرامي القمي

23

خودسازى و مسائل روانى (فارسى)

را اسير مىكرد و به او فرمان مىداد رفيقش را با طناب ببندد ! عده‌اى را اسير كرده تعدادى شتران را به غنيمت برداشته بر مىگشت كه افراد دشمن مسلح شده به طور منظم به تعقيب او آمدند او همين كه دشمن را نزديك ديد به نزد آن آدمكهاى ساخته‌اى خود آمد مخاطبشان قرار داده بانگ غلبه خود و سپس تعقيب دشمن و احتياج به كمكش را بلند كرد . آن لباسها كه به وسيله باد حركتى داشتند از دور به صورت آدمهايى جلوه‌گرى مىكردند دشمن آن آدمهاى خيالى را هم افرادى شجاع همچون او تصور كرده حالت ترديد و سپس مقدمات فرار را پيدا كرد او هم آدمها را مخاطب ساخته گفت : خواهش مىكنم حركت نكنيد اينها قابل نيستند . . . روح افسر اسلامى را با روحيه افراد دشمن قياس كنيد ! ولى زياد بن ابيه هنگام مرگ معاويه و تزلزل بصره لباس زنانه پوشيده شبانه در رديف شخصى سوار بر شتر و به عنوان حرمسراى او به پناه يكى از رؤساى قبائل رفت همان زياد كه تا باد مركز حكومت شام ، به طبلش مىخورد از كشته پشته مىساخت . به هر حال روح انسانى ميدان فعاليتى بس عجيب داشته نمودى از بىنهايت است .