الشيخ محمد علي الگرامي القمي
19
خودسازى و مسائل روانى (فارسى)
و نيز مىفرموده : اى بشر تو گمان مىكنى جثهاى خرد هستى ؟ در تو جهانى بزرگ نهفته است ، « اتزعم انك جرم صغيره و فيك انطوى العالم الاكبر » ( از ديوان اشعار منسوب به آن حضرت ) . حكيم سبزوارى هم به پيروى از آن امام عليه السلام مىگويد : بشر جهان بزرگ را در بر گرفته و تمام جهان جلوههاى او هستند ( فالعالم الاكبر كان حاويا * كان غدا كل له مرائيا ) مولوى هم مىگويد : پس به صورت عالم اصغر توئى * لك بمعنى عالم اكبر توئى . اين مطالب احتياج به برهان عقلى و يا احاديث نقلى ندارد . ما خود شاهد روحهاى مختلف و سيرهاى بسيار دور و وسعت بى نهايت تحولات روح مىباشيم . انسانى در اثر انحراف چنان پست مىشود كه با دست خود عنكبوتوار تارهاى پول پرستى - رياست پرستى - حكومت پرستى و . . . را به دور خود تنيده ، قدرت جنبش و تكامل را از خويشتن سلب مىكند ، و انسانى چنان اوج مىگيرد كه هيچ چيز دنيا او را اشباع نكرده آن را قيد و بند انسان در راه تكامل حساب كرده . فرياد : دنيا برو ديگرى را بفريب » « 1 » از دل بر مىكشد و در نتيجه چنان قدرتى پيدا و در خود مشاهده مىكند كه شجاعان روزگار كوچكترين هراسى در دلش نمىافكنند و در عين حال در همان اوج
--> ( 1 ) - يا دنيا غرّى غيرى ! ( نهج البلاغه ) .