عز الدين حسينى زنجانى

96

معيار شرك در قرآن (فارسى)

و نيز مىفرمايد : « اللَّه يتوَّفى الانْفُسَ حينَ مَوتها » ؛ خداوند جان‌ها را به هنگام مرگ مىميراند . اگر فعل و عمل فرشتهء مرگ فعل و عمل خداوند - عزّوجلّ - نبود و با اراده و قيموميّت ( سرپرستى ) او انجام نمىگرفت ، در استناد فعل و عمل به ذات مقدّس خداوند و سپس در استناد همان عمل به فرشتهء مرگ نوعى حيرانى و بىنظمى احساس مىشد . بنابراين ، آيا در امر قبض ارواح و ميراندن جان‌ها فرشتهء مرگ را مىتوان شريك بارى تعالى قرار داد ؟ ! اين است آن‌چه من در اين نامه نوشته و يادآور شده‌ام و اكنون به عنوان شرح و بيان آن‌چه به آن اشاره شده مىگويم : لازمهء مفهوم وكالت در كارى ، اين است كه وكالت با اختيار و ارادهء وكيل به وجود آيد و انجام پذيرد ، در غير اين صورت ، اگر با اختيار و ارادهء او نباشد ، اصولًا وكالت معنا و مفهومى نخواهد داشت و وكيل در كار موكّل خود مطلقاً اختيارى نخواهد داشت ، بلكه در كار خويش خودسر و در رضا و خشنودى اش آزاد و مختار بوده و به كسى اجازه نمىدهد در كارها با او بستيزد و يا در كارى كه در دست دارد مخالف او باشد . ليكن گاهى و چه بسا موكّل مقدارى از اختيارات خود را به كسى واگذار مىكند و در آن كارها او را به وكالت منصوب مىنمايد و اين واگذارى با خودرأى بودن و استقلال موكّل منافاتى نخواهد داشت ، بلكه وكالت او را در انجام امور تأكيد و تأييد مىكند . حال اگر وكيل اعمال وكالت كرد و تصرّفى نمود كه از چارچوب وكالت خود خارج نبود ، اين تصرّف يقيناً