عز الدين حسينى زنجانى

71

معيار شرك در قرآن (فارسى)

وسايل ، تشويق و امر كرده است . به طور مثال مىتوان به آيهء زير اشاره كرد كه مىفرمايد : « وَأَعِدُّوا لَهُمْ ما اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِباطِ الخَيْلِ . . . » ؛ « 1 » در برابر آنها ( دشمنان ) آن‌چه توانايى داريد از نيرو آماده سازيد و از اسب‌هاى ورزيده . . . . و آيات بسيار ديگر كه معارضه و منافاتى نيز با دستور تشريعى ندارد ؛ يعنى اگر چنين فرض كنيم كه دربارهء رفع مشكلات و سختىها و كفايت كارها مراجعه به شخصى ، دستورى رسيده باشد ، باز معارضه و منافاتى نخواهد داشت ؛ چرا كه در اين فرض نيز به دون اذن خدا ، يا جز خدا ، يا در عرض او نمىباشد . بر اساس تعبيرهاى گوناگونى كه در قرآن آمده است فرقى نمىكند اذن در قرآن آمده است يا در آن‌چه دليل و حجّت بودن آن به تواتر در خبرهاى وارده از ائمهء اطهار عليهم السلام رسيده باشد ، چه بنا بر گفتار الهى بازگشت آنها نيز به قرآن خواهد بود : « وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . . . » ؛ « 2 » آن‌چه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد و اجرا كنيد و آن‌چه از آن نهى كرده خوددارى نماييد .

--> ( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 60 . ( 2 ) . حشر ( 59 ) آيهء 7 .