عز الدين حسينى زنجانى

66

معيار شرك در قرآن (فارسى)

انجام مىدادند باز دارند . امّا امت‌هايى كه گرفتار دوگانه پرستى و بت‌پرستى شده بودند ، به وحدانيّت خداوند جهان و آفريدگار آن اعتقاد داشتند . توبيخ و نكوهش و سرزنش آنها بر محور قرار دادن ترتيب آثار و صفات خدايى بدون رسيدن فرمانى از جانب خدا دربارهء آن بت‌ها دور مىزند ، نه در محور عبادت خود بت‌ها ؟ زيرا آنها بت‌هاى خود را شريك خدا در آفرينش آسمان‌ها و زمين قرار نمىدادند و اگر چنين فرض كنيم كه براى عبادت اين گروه ( اعتقاد داشتن به آثار خدايى ، مانند : سجده ، كافى دانستن و كمك طلبيدن ) اجازه‌اى از سوى خداوند صادر شده بود ، در اين صورت كار آنها شرك محسوب نمىشد ؛ زيرا همهء اينها به اذن و فرمان خداوند بوده و از آن نوع شركى كه نهى شده و سبب كفر مىگردد به شمار نمىآمد ؛ چرا كه پرستش با اذن خداوند و در اجراى دستور او بوده و در نتيجه پرستش آنها پرستش خداوند محسوب و موضوع شرك نهى شده در قرآن منتفى مىشود . به طور خلاصه مىتوان گفت : شركى كه در قرآن از آن نهى شده عبارت است از : شفا خواستن و كمك طلبيدن و عبادت و تذلّل در برابر مخلوق خداوند ، بدون اين كه دربارهء آنها اذنى از سوى خداوند متعال رسيده باشد .