عز الدين حسينى زنجانى
53
معيار شرك در قرآن (فارسى)
يكديگر جدا هستيم : چهگونه ؟ آيا اين پيشواى آنان ( اشعرى و پيروان او ) نيست كه معتقد به زيادت خارجى از صفات هشتگانه خداوند هستند تا آن جا كه فخرالدين رازى بر اساس آنچه مرحوم فيض در بشارة الشيعه نقل و اعتراض كرده و مىگويد : نصارى به دليل اقانيم « 1 » ثلاثه كافر شدند و اشاعرهء اقانيم نهگانه ( به افزودن ذات ) ثابت كردند اين مرد ( فخر رازى ) از بزرگان پيشوايانشان مىباشد و هرگز به مردم خود سخن گزافه نمىگويد ، چون راهى نيافته ناچار از اقرار و اعتراف به شرك قوم خود شده است و از اين قبيل تحريفات زشت كه اگر بنا بر شمارش اين تحريفها باشد ، از اصل موضوع دور مىشويم و نياز به رسالهاى جداگانه دارد . پس كدام نوع از راه قهقرا رفتن و به عقب برگشتن زشتتر از اين است كه اين امّت به اعقاب و گذشتگان خود برگشتهاند ؟ مقصود ، اى برادر دانشمند ! اين است كه از طى طريق حق و هدايت ، به دليل كمى طرفدارانش و خودنمايى و هم بستگى دشمنانش وحشتزده نباشيد و به راه و رسم بزرگِ جانشينان و پيشواى پرهيزكاران و وصىّ رسول پروردگار جهانيان - صلوات اللَّه عليه - اقتدا كنيد ؛ آن جا كه مىفرمايد : به خدا سوگند ! اگر من به تنهايى در برابر آنها قرار مىگرفتم و آنها اگرچه تمام روى زمين را پر كرده بودند ، نه اهميّت مىدادم و نه وحشتى داشتم ؛ زيرا من از راه گمراهى كه آنان در آن راه طى طريق
--> ( 1 ) . اب و ابن و روح القدس .