عز الدين حسينى زنجانى
38
معيار شرك در قرآن (فارسى)
و در دعاى صباح مىفرمايد : اى خدايى كه خود بر ذات خويش دلالت مىنمايى . اى خدايى كه از مشابهت با مخلوقاتت منزّه و مبرّا هستى . و در دعاى افتتاح آمده است : تمام ستايش ، خدايى را منحصر است كه در فرمان روايى او مخالفى نتواند بود و نه ستيزهجويى در شأن و كارش . حمد مخصوص خدايى است كه در آفرينش شريك ندارد و در بزرگوارى و عظمتش مانند او نيست . . . . ستايش ويژه خدايى است كه نه ستيزه جويى در برابر او و نه مانندى هم شكل او و نه پشتيبان و ياورى كمك كار او وجود دارد . و خداوند تبارك و تعالى ( از قول مشركان ) مىفرمايد : « تَاللَّهِ إِنْ كُنّا لَفِى ضَلالٍ مُبِينٍ ، إِذ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ العالَمِينَ » « 1 » ؛ به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكار بوديم آنگاه كه شما ( بتها ) را با پروردگار جهان برابر دانستيم . اى سيّد بزرگوار دانشمند ! آيا توجّه به خداوند زنده مانند توجّه به بنده مىتواند بود ؟ و ما در نمازهاى خود مىگويم : « أَشْهَدُ أَنَّ مُحمّداً عَبْدُه وَ رَسوُلهُ ؛ شهادت مىدهم كه محمّد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست » . پس مسئله بندگى بر موضوع رسالت پيشى گرفته و قبل از آن ذكر شده است و خداوند پيامبر خود را مخاطب قرار داده و مىفرمايد : « إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ » « 2 » آيا امكان دارد كه زندگان و مردگان يكى و برابر باشند ؟
--> ( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيههاى 97 و 98 . ( 2 ) . زمر ( 29 ) آيهء 30 ، « تو اى پيامبر مىميرى و آنها نيز خواهند مرد » .