عز الدين حسينى زنجانى
34
معيار شرك در قرآن (فارسى)
بخواهيم ، يا به آنان توكّل كنيم ؟ به اين چنين استمداد و توكّل در قرآن و سنّت دليلى نيست ، بلكه دليل برعكس و خلاف آن وجود دارد . يا از استناد ، مقصود و معنايى ديگر در نظر داريد ؟ سپس فرمودهء خداى تعالى را گواه گرفتهايد ، آن جا كه مىفرمايد : « وَما رَمَيْتَ إِذ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ رَمى » « 1 » ؛ اين تو نبودى اى پيامبر كه خاك و ريگ به صورت آنها پاشيدى ، بلكه خدا پاشيد . فرمودهايد : اين است غايت و كمال نزديكى به خداوند سبحان و كسى و موجود ديگرى جز او ( خداوند ) در چنين مقامى نمىتواند باشد تا توجّه و توسّل به غير او ( خداوند تبارك و تعالى ) شرك محسوب شود . من مىگويم : آن جا كه خداوند مؤمنان را مخاطب قرار داده و در سورهء انفال مىفرمايد : « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلكِنَّ اللَّه قَتَلَهُمْ » ؛ اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد ، بلكه خداوند آنها را كشت . كار آنها را ، بنا بر تعبير شما ، مانند كار خود قرار داده است ، آيا اين براى آنها تقرّب و نزديكى به خداوند است يا نه ؟ پاسخ اين سؤال در همان سورهء انفال است ، آن جا كه مىفرمايد : « يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ ، وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْواهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ المَصِيرُ ، فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَما رَمَيْتَ إِذ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ
--> ( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 17 .