عز الدين حسينى زنجانى
21
معيار شرك در قرآن (فارسى)
انگيزهء نگارش انگيزهء تأليف كتابِ حاضر آن بود كه در سال 1405 قمرى يكى از دانش جويان دانشكدهء ادبيات دانشگاه مشهد به ديدار اينجانب آمد و با ناراحتى اظهار داشت : يكى از استادان ما در كلاس به شدّت از خواندن بعضى دعاها و زيارتها در مشاهد مشرّفه ، يا مجالس و محافل دينى انتقاد مىكند و مىگويد : « در اثر بىتوجّهى دانشمندان ، خواندن اين قبيل دعاها و زيارتها - مخصوصاً زيارت جامعه و دعاى فرج - كه مضامين آنها شرك و دوگانهپرستى است ، سخت شايع شده است » . اينجانب نيز بلافاصله گفتم : لابد تأكيد كلامش عبارت « وَ إياب الخَلْقِ إليكُمْ وَ حِسابهُم عَلَيكم » است ، كه آنها را شرك تصوّر مىكند ؛ زيرا خداى متعال فرموده است : « إِنَّ إلينا إِيابَهُم ثُمَّ إنَّ عَلَينا حِسابَهُمْ » دانش جوى مزبور گفت : « بله ، همينگونه استدلال كرد كه شما الآن مىفرماييد » . استاد مذكور اضافه كرد : مردم به سوى خدا مىروند ، نه به طرف امامان معصوم و حساب مردم در اختيار خداى متعال است كه فرموده : « وَ كفى بِنا حاسِبين » ، نه در اختيار امامان .