عز الدين حسينى زنجانى

18

معيار شرك در قرآن (فارسى)

مشهور و مستفيض ، بلكه رواياتى متواتر است و كتاب‌هاى احاديث مملوّ از آنها مىباشد به طورى كه هيچ كس ولو هر قدر هم شكاك باشد در آنها ترديد نتواند كرد و عادت آنها ( صحابه ) بر اين بوده كه در مشكلات و سختىها به او ( پيامبر ) متوسّل مىشدند . و همو مىنويسد : . . . أفيعقل أن يكون فيه ما أشرك مَأثوراً عن الصّحابة و التابعين عن وضع تلك الأحاديث والآثار ! حاشا و كلّا ، فالتوسّل بالنبي صلى الله عليه و آله و الصالحين لم يزل بين العلماءِ متعارفاً سلفاً و خلفاً . . . ؛ آيا از ديدگاه عقل و خرد مىتوان فكر كرد كه در آنها ( احاديث ) كه از صحابه و تابعين نقل شده اندك بوى شركى استشمام شود و چگونه قابل تصوّر است دربارهء جعل چنين احاديث ( علما و دانشمندان ) در طول تاريخ ساكت بنشينند ؟ هرگز و هيچ گاه . پس چنين نتيجه مىگيريم كه توسّل به پيامبر و اولياى صالح از گذشته و حال در ميان آنان معمول بوده است . على رغم آن‌چه در روايات و احاديث آمده و صفحات تاريخ از آن سخن مىگويد ، متأسفانه طرفداران تفكّر سلفيه براى به كرسى نشاندن عقايدشان كه مخالفت محض با شيوهء عمل گذشتگان از اصحاب ، تابعين و علماى بعد از آنهاست ، به جنگ و خون ريزى ، قتل و غارت مسلمانان و مخالفان خود پرداخته‌اند . شگفتا كه آنان چه قدر وجه مشترك با عقايد خوارج نهروان در اوايل شكوفايى اسلام دارند كه امير مؤمنان - صلوات الله عليه - دربارهء آنان فرمود : « كَلمةُ حَقٍ يُراد بَها الباطِل ؛ مطالب‌شان