عز الدين حسينى زنجانى
170
معيار شرك در قرآن (فارسى)
شريك قرار مىدهند . خداوند در قرآن « 1 » با استدلالهاى گوناگون با شرك نوع اوّل احتجاج فرموده و پاسخ داده است . در شرك طولى اعتقاد بر يكتايى آفريدگار جهان وجود دارد ، ليكن در اوصاف براى ذات مقدّسش شريك قائل مىشوند ؛ به اين معنا واسطههايى كه به عقيدهء آنها مرتبت و الا نزد خداوند دارند قرار مىدهند در حالى كه براى اين كارشان هيچ اجازهاى از جانب خداوند نداشتهاند و اين كار منجرّ به تراشيدن بتها و پرستش آنها گرديده است . عمل گروه دوم نيز از دو ديدگاه باطل است ؛ زيرا اوّلًا بتهاى پرستش شده جماداتى بودند كه مشركان به دست خود مىتراشيدند و اصولًا سود و زيانى نمىتوانستند داشته باشند . در اين باره خداوند در قرآن « 2 » اين گروه را مورد توبيخ قرار داده است . ديدگاه دوم ، كه ديدگاه اصلى و محورى است اين است كه : براى پرستش بتها اصولًا اجازه و اذنى از طرف بارى تعالى صادر نشده بود و اگر احياناً صادر مىشد برگشت آن به عبادت خداوند بود . پيامبران با شرك نوع دوم روبهرو بودهاند . كتب تاريخ و تفسير دلالت بر اين معنا دارد و مشركان در قرآن دليل پرستش بتها را با استدلال باطل و سست پيروى روش پدرانشان ذكر مىكنند . « 3 » قرآن سخن از امّت حضرت ابراهيم مىگويد كه به بتها آثار الوهيت قايل هستند و زندانيانبتپرست هم بند حضرت يوسف به پرستش آبا و اجدادشان استدلال مىكنند .
--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 51 ؛ انبياء ( 21 ) آيهء 22 ؛ مائده ( 5 ) آيههاى 72 و 75 . ( 2 ) . صافات ( 37 ) آيهء 95 و 96 ؛ شعراء ( 26 ) آيههاى 72 و 73 . ( 3 ) . هود ( 11 ) آيههاى 25 ، 26 و اعراف ( 7 ) آيههاى 70 و 71 و انعام ( 6 ) آيهء 81 .