عز الدين حسينى زنجانى

158

معيار شرك در قرآن (فارسى)

مىگويم : چگونه معناى پناه جستن و كمك خواستن تبديل به درخواست شفاعت گرديده است ؟ زيرا اين از آن جا كه درك معناى طلب شفاعت از « استغاثه ؛ پناه خواستن » مثل اين كه پناه‌جو كه مىگويد : پناهم دهيد ، يا از « استنصار ؛ مدد جستن » مثل سخن كسى كه استمداد مىكند و مىگويد « انصرنى ؛ كمكم كنيد » بر دو صورت مىتواند باشد : اوّل دلالت پناه بردن و مدد خواستن در معنا و مفهوم لغوى عبارت از شفاعت است . دوم ظهور و فهم عرفى ، گرچه معناى لغوى هم آن را يارى نكند . هر دو به دور از تحقيق است ؛ زيرا اگر كسى به شخص معيّنى كه صاحب قدرت و توان باشد بگويد : اى فلان ! پناهم ده و يارىام كن عرفاً و در اصطلاح از سخن گوينده جز طلب مدد و پناه چيز ديگرى فهميده نمىشود . آرى ، اگر به دليل هراس از گناهان ، برگشت و توبه و يارى خواستن منظور باشد ، در اين صورت در هر دو مورد مىتوان معناى شفاعت از آن استنباط كرد ، بااين حال پناه جستن و كمك طلبيدن از معنا و مفهوم لغوى خود خارج نمىشود ، بلكه منطبق بر شفاعت مىگردد و نه اين كه مفهوم و يارى به معناى شفاعت باشد . پس آن‌چه ايشان ذكر كرده‌اند به نظر مىرسد كه از باب اشتباه مفهوم به مصداق است . دربارهء گفتهء ما كه : « عبادت و پرستشِ سنگ مثل عبادت خدا مىشود . » اعتراض نموده و مىگويد : « تعبير به عبادت در برابر سنگ يا كعبه يا امام اين گمان و فكر را پيش مىآورد كه آن عبادت و پرستش غير خداست ، ولى مأذون و اجازه داده شده است در حالى كه اين اصولًا عبادت نيست و ما تاكنون اطلاق عبادت را جز به خداوند ، نه به كعبه و نه به امام ، در جايى