عز الدين حسينى زنجانى
151
معيار شرك در قرآن (فارسى)
نكرده ، مگر به دليل اين كه پيش شايستگان كاملًا روشن و واضح بوده كه اين خطبهها و نامهها شناخته شده و نيز روايات آن با سندها همراه بوده است و اين مثل خبر مرسلى نيست كه به هنگام گفتوگو دربارهء آن خبر هيچگونه سندى براى آن پيدا نشود . ازاينرو مىبينيم خداوند سبحان تعدادى از علما و دانشمندان را موفق كرده و آنان در تكتك اسناد بحث و گفتوگو كردهاند . به عنوان مثال ، شرح علّامهء خويى و شيخ كاشف الغطاء و شيخ عبدالزهراء و ديگران و اين روش و عادت علماست . شيخ حرّ عاملى را مىبينيم كه در كتاب وسائل الشيعه رواياتى را با اسناد آنها آورده و پس از آن كتاب ديگرى تأليف كرده و خود روايات را آورده ، ليكن اسناد آنها را ذكر نكرده و نام كتاب را هِدايَةُ الانام گذاشته است ( قسمتى از اين كتاب در كتابخانه شخصى ما موجود و كتاب دست نوشته و از مخطوطات است ) . شيخ رضى الله عنه در اين كتاب به عنوانهاى قسمتها و متنهاى روايات بدون ذكر اسناد آنها اكتفا كرده تا بدين ترتيب رعايت اختصار را كرده باشد . فقيه الهى ، محقّق همدانى در كتاب مصباح الفقيه در پاسخ اشكال تعدادى از كسانى كه در پارهاى از روايات « كُرّ » كه با سند ضعيف وارد شده ، مىگويد : ضعف سند با وجود شهرت آن روايت ضرر نمىرساند و در بين فقها شاذ و نادر هستند كه اين چنين روايتى را قبول نكرده و طرح كنند ، تا چه رسد به روايتى اين چنين كه مشهور و مقبول در نزد فقهاست . نقد كننده دربارهء سخن من كه گفتهام : « و آن را تأييد مىكند ، بلكه دلالت