عز الدين حسينى زنجانى

144

معيار شرك در قرآن (فارسى)

دخالت در حوزهء قدرت و سلطهء خداوند مىباشد و هر دو كار ( عبادت بت‌ها و تحريم آن‌چه حلال و روا بود ) دست زدن به كارى بود كه از جانب الهى اجازه‌اى در آن باره صادر نشده بود و برگشت همهء آنها دست يازيدن در سلطنت و قدرت خداوند و تسليم نشدن به ذات مقدّس او بود . همهء سخن باز داشتن از كارى است كه اذن و رخصت از جانب خداوند در آن داده نشده است . امّا آن‌چه در اختصاص كمك خواستن از خدا يادآور شده ، براى ردّ پندار آنهاست كه اين‌گونه پناه جستن را مانند كمك خواستن از نيروهاى عطا شدهء تحت ارادهء ما جايز و روا مىشمارند و اين تفسير براى « اياك نستعين » دليلى براى آن نيست ، بلكه در مقام منحصر كردن كمك طلبيدن بىقيد و شرط از خداوند سبحان و نه جز او - حتّى زمانى كه به اسباب و واسطه‌اى كه خود او ، داناى بزرگ ، بنابر توحيد افعالى بخشيده متوسّل مىشويم - مىباشد و اين كه همهء كارها حتّى هنگامى كه تمام اسباب عادى و ظاهرى هم فراهم باشد ، در دست قدرت الهى است و اين كه نمازگزار به هنگام نماز و دعا به خداوند متعال پناه مىبرد و چنين مىگويد : ما در عين اين كه به اسباب عادى و واسطه‌هاى ظاهرى متوسّل مىشويم جز اين نيست كه از تو كمك و استعانت مىجوييم ، نه غير تو ؛ زيرا همهء دگرگونىها و نيروها در دست خداوند عظيم است . پس ما از اين كه به اسباب و وسايل ركون كنيم ، دورى مىجوييم و در عين حال كه به اسباب و وسايل دست مىيازيم ، ولى فقط به آنها تكيه نمىكنيم ، بلكه از جهت اين كه خدا اين اسباب را فراهم آورده ،