عز الدين حسينى زنجانى
136
معيار شرك در قرآن (فارسى)
انجام آن درمانده مىشد ، به ساختهء دست خود و بتها كه آنها را شريك خدا قرار داده بودند روى مىآورد و اين كار پرستش دوگانه پرستان است » . به زودى در اين باره تحقيق مىكنيم تا ان شااللَّه پاسخ آنچه انتقاد كننده آورده است بدهيم . در آنچه گفتهاند : كه خداوند در قرآن چنين عبادت ( مدد خواستن از بتها ) را عبادت ناميده كه بين آنها مرسوم و شايع بود كه اينگونه بتها را محل و ملجأى براى كمك جستن و شفا خواستن مىشمردند ، دقيقاً همين را خداوند در قرآن عبادت و پرستش ناميده است . امّا آن جا كه گفته اند : « به جز در مواردى كه اسباب و وسايل به انسان داده شده ، واجب است ، تنهابه خداوند مسبب الأسباب رو آورد ؛ زيرا جز ذات پاك او هر كه باشد از انجام آن ناتوان است . . . . » اين مغالطهاى « 1 » از نوع مغالطه بالذّات است به جاى مغالطه بالعرض . در اين مورد فرمودهء خداوند سبحان در جواب كفايت مىكند ؛ آن گاه كه از سليمان بن داود عليهما السلام حكايت مىكند كه به هم نشينان خود گفت : « يا ايّها الملاءُ ايّكم يَأتينى بِعَرشِها قبلَ انْ يَأتونى مُسْلِمينَ ، قالَ
--> ( 1 ) . « مغالطه » : در لغت ، يعنى كسى را به غلط انداختن ، و در اصطلاح منطق ، قياس فاسداست . فساد يا از جهت ماده است و يا از جهت صورت ، يا از هر دو جهت ؛ افادهء تصديق در طرف مىكند ، ولى مطابق واقع نيست و اقسامى دارد و يكى از اقسام مغالطه مابالذات را به جاى مابالعرض قرار دادن است ؛ يعنى چيزى ذاتاً جايز نباشد ، ولى بالعرض جايز باشد . در مثال فوق ، توجّه در شفاى مريضها و يا ساير حوايج به غير از خدا ، بالذات شرك است ؛ يعنى آنان را در مقابل خدا دانستن و به آنان در برابر خدا استقلال دادن ، ولى اگر بگوييم شفا دادن آنان بالذات نيست ، بلكه بالعرض است ؛ يعنى خدا اين قدرت را به آنان داده ، اين شرك نيست .