عز الدين حسينى زنجانى
131
معيار شرك در قرآن (فارسى)
حاصل شدن اسباب و وسايلى است كه بر اساس حكمت الهى ، كنندهء آناعمال ، به آن وسايل دست مىيابد و انجام مىدهد و نيز منوط به از بين رفتن موانعى است كه باز حكمت خداوند اقتضاى از بين بردن آن را مىنمايد . حال خداوند متعال به دليل اين كه علم و دانش و نيز قوه و قدرت را به انسان عطا فرموده ، دفع پارهاى از موانع و نيز به دست آوردن بعضى از وسايل و اسباب را در اختيار او قرار داده و بعضى را به او ارزانى نداشته است . پس بر ما واجب است ، آنچه در توان داريم ، به اندازهء استطاعت و توان در استوار كردن اعمالمان بكوشيم و هم ديگر را يارى و مساعدت نماييم و آنچه در توان ما نيست و ماوراى قدرتماست ، به قادر مطلق ( خداوند متعال ) واگذاريم و تنها به او پناه ببريم و براى اتمام كار و نيل به نتيجه فقط از او و نه از غير او كمك و يارى بخواهيم ؛ زيرا در حيطهء اسباب و وسايل نيست و در توان و قدرت هيچ يك از آدميان جز ذات مقدّس خداوند كه مسبّب الاسباب و رب الأرباب است نمىباشد . پس سخن خداوند متعال كه مىفرمايد : « و ايّاك نستعين » در حقيقت متمّم و كامل كنندهء معناى « ايّاك نعبُد » مىباشد ؛ زيرا كمك خواستن بدين معنا و به اين طريق ، پناه بردن دل آدمى به سوى خداوند متعال است و وابستگى نفس انسانى به سوى او مىباشد و معناى پرستش خالص نيز همين است و بس . و چون بنده فقط به آنها ( وسايل ) به غير خداوند - تبارك و تعالى - رو آورد ، كار او نوعى از انواع پرستش دوگانه پرستان خواهد بود كه در دوران نزول قرآن و پيش از آن شايع بود . اين تذكر مخصوصاً داده مىشود