عز الدين حسينى زنجانى
119
معيار شرك در قرآن (فارسى)
است و نيز امكان دارد دليل عدم روايت ابنالوليد بر حسب تصادف و اتفاق بوده باشد ، نه از روى عمد . فرمايش وحيد بهبهانى قدس سره درست به نظر مىرسد . آرى ، درك و فهم احاديث اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام دشوار و مشكل است . بار آن بر دوش نتواند كشيد ، مگر فرشتهء مقرّب درگاه الهى ، يا پيامبرى از سوى خدا و يا بندهاى كه پروردگار او را آزموده و قلبش آكنده از ايمان است . نقد 2 . دربارهء آنچه از عالم جليل القدر ثقه ( زراره ) نقل نمودهايم ( صفحهء 28 ) انتقاد كننده محترم فرمود : « در رواياتى كه مشهور و مورد قبول همگان است از رسول خدا « ص » فقط نام بنىاميّه برده شده است و اضافه كردن ديگران بر فرض صحّت آنچه در آن عداد ( بنىاميه ) شمرده شده است ، آشكار كردن و آگاه ساختن آن در مجلّات رسمى امروز به اسلام ، نه تنها سودى نمىرساند بلكه زيانبار نيز مىباشد . پاسخ : اين روايت را از كتاب وافى « 1 » آوردهايم . مؤلف اين كتاب شريف محدّث بزرگوار ، حكيم خداشناس و فقيه مىفرمايد : « اين روايتى است كه ما آن را از منابع عامّه ( اهل سنّت ) نقل كردهايم با اين تفاوت كه آنها دو كلمهء « بنىتيم و بنىعدى » را حذف كردهاند . منظور از تيم اجداد خليفهء اوّل و مقصود از عدى نياكان خليفهء دوم مىباشد . اينك بعضى از روايات ديگر در اين باره : 1 . حلبى از زراره و حمران و محمّد بن مسلم جملگى نقل كردهاند كه : ما
--> ( 1 ) . وافى ، ج 2 ، ص 189 .