عز الدين حسينى زنجانى

115

معيار شرك در قرآن (فارسى)

( كافى دانستن ) و استنصار ( پيروزى طلبيدن ) از پيامبر عظيم‌الشأن و جانشينان او عليهم السلام كه مخاطب قرار گرفته و گفته مىشود : « يا محمَّدُ يا عَليّ ، يا عَلّىّ يا محمّد و انْصُرانى فإنّكما ناصران » . يا كمك طلبيدن از صديقهء طاهره حضرت زهرا عليها السلام : « يا مَولاتي يا فاطِمة أغيثيني . . . » . يا در نماز حاجت كه رسول خدا و اهل بيت بزرگوارش - صلوات اللَّه عليهم - مخاطب قرار مىگيرند و مىگوييم : « يا مُحمّد يا رَسول اللَّه أشْكُو إلَى اللَّه وَ إلى أهْلِ بيتك الراشدين حاجَتي . . . ؛ اى محمّد ! اى رسول خدا ! به خداوند و به اهل بيت هدايت يافتهء تو در نيازى كه دارم شكايت مىآورم » . يا در گفته و فرمايش آنها كه در دعاى بعد از زيارت عاشورا آمده كه خود آنها ( اهل بيت ) را مخاطب قرار داده و مىگوييم : « لَيسَ لي وَراءَ اللَّه وَ وَرائَكم يا سادتي مُنْتَهى . . . ؛ اى بزرگواران ! براى من جز خدا و شماهاپايگاهى نيست » . يا فرمودهء ايشان در دعاهاى بعد از نماز صبح : « الّلهم إنّي أصْبَحْتُ وَ أمْسَيْتُ لامَلجأ وَ لامنجى غَيْرَ مَنْ توّسَلتُ بِهِم إلَيهِم . . . ؛ پروردگارا ! در حالى شب را به صبح و صبح را به شب رسانده‌ام كه هيچ پناهى و نجات دهنده‌اى جز آنان كه به وسيلهء آنها دست به دامانشان شدم ندارم . . . » . صحيح و كاملًا روشن گرديد . و مثال‌هايى كه يادآورى شد و مطالبى كه گذشت هيچ كدام با آيات قرآن منافات ندارد . به عبارت ديگر ، مخالف آنها نيست ؛ زيرا آيهء شريفه : « وَ ما النّصرُ الّا مِنْ عِنْدِاللَّه » و امثال آن كه يارى و كفايت را در ذات مقدّس الهى منحصر مىكند و آيهء : « إنّما أشكو بثّى و حُزْنى إلى اللَّه » نه تنها منافات ندارد ، بلكه بسيار از مرحلهء شرك يا غلوّ ( زياده‌گويى ) دور و