عز الدين حسينى زنجانى

104

معيار شرك در قرآن (فارسى)

به عنوان پاسخ گفتم : « سخن اين نيست كه طلب آمرزش از خداى متعال به تنهايى در قبول توبه و بازگشت به سوى او كافى نيست ، بلكه مراد اثبات وسيله و سبب جزئى در مقابل سلب كننده كلّى است كه ما آن را عنوان كرديم ، چنين نيست كه خداوند سبحان بخشايش خود را منوط و وابسته به بخشايش يكى از پيامبران يا جانشينان آنان بنمايد - چنان‌كه در موضوع بانوى پرهيزكار گذشت - و آن‌چه مورد ادّعاى شما مىباشد سالبهء كليّه است كه گفته مىشود : همه اينها با توحيد الهى ناسازگار و در برابر آن و بازگشت به دوگانه پرستى است ؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد : « وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الّا اللَّه » « 1 » بلكه در بزرگداشت مقام و مرتبت پيامبر صلى الله عليه و آله همين قدر كافى است كه او را واسطهء بخشايش گناه گناه‌كاران قرار داده است ، و اين كه اگر براى آنها ( توبه‌كاران ) رسول خدا استغفار نمايد ، توبه به قبول نزديك‌تر است . برادران يوسف پيامبرعليه السلام با پدرشان نيز چنين كردند ، آن‌گاه كه گفتند : « يا ابانا اسْتَغْفِرلَنا ذُنُوبَنا انَّا كُنَّا خاطئين » ؛ اى پدر ! براى ما ( گنهكاران ) از خداوند طلب آمرزش كن به درستى كه ما خطاكارانيم . پدر نيز وعدهء اجابت و قبول خواسته آنان را از جانب خداوند داد و فرمود : « سَوفَ استَغْفِرلَكُمْ » ( به زودى از پيشگاه خداوند براى شما طلب آمرزش مىكنم ) پس چرا برادران يوسف شخصاً به خداوند رو نياوردند و از پدرشان حضرت يعقوب‌عليه السلام درخواست استغفار كردند ؟ آيا جز اين است كه

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 135 ، « چه كسى جز خداوند گناهان را مىآمرزد » .