عز الدين حسينى زنجانى

48

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

مَن يُجيبُك إلَى وِلايةِ عَليٍّ « 1 » ؛ حضرت محمد تنها امين خداوند در ميان آفريدگانش بود ، ما اهل بيت وقتى كه او درگذشت وارثان اوييم و در روى زمين امينان پروردگاريم و علم انساب عرب و اين كه هر فردى آيا به دين اسلام خواهد مرد يا نه ، فقط در نزد ماست ؛ و البته ما با نگاه به هر كس در مىيابيم كه او مؤمن حقيقى است يا منافق . شيعيان ما به نام خود و پدرانشان در نزد ما ثبت گرديده‌اند خدا از ما براى هدايت شيعيان و از آنان براى پيروى از ما عهد و پيمان مؤكد گرفته است . آنها به آن جا وارد مىشوند كه ما وارد مىشويم [ مانند حوض كوثر در بهشت ] اسلام به غير از ما و آنان ، پيرو حقيقى ديگرى ندارد ، ما ناجيان برگزيده و فرزندان انبيا [ يا مقدّم بر آنها در ورود به بهشت ] و فرزندان اوصياء هستيم و ياد و ستايش ما در قرآن كريم آمده است . ما به قران از ساير مردم اولى و سزاوارتريم ؛ [ زيرا قرآن بر ما و خاندان ما نازل شده است ] ما به رسول خدا نيز ، اولىتريم ، زيرا فرزند و جانشين و وارث علوم آن حضرتيم . ما كسانى هستيم كه خداوند دينش را براى ما بيان نمود و در قرآن فرمود : ( اى آل محمد ) خداوند دين و شريعتى كه براى شما قرار داد همان دينى است كه نوح را به آن سفارش نمود . به ما همان سفارشى را نمود كه نوح عليه السلام را به آن توصيه كرده و فرمود : « اى پيامبر ! آنچه به تو امر كرديم همان است كه به ابراهيم و موسى و عيسى وحى نموديم . » ما اهل بيت نيز ، علمى كه آموخته بوديم و نزد ما امانت گذاشته شده بود به ديگران ابلاغ نموديم . ما وارثان پيامبران اولوالعزم هستيم و خداوند به ما دستور داده است كه دين را بر پا داريد و هرگز در دين اختلاف نكنيد و وحدت داشته باشيد . « آنچه مشركان را » - آنان كه به ولايت على عليه السلام شرك ورزيدند - « به سوى آن مىخوانى » ؛ يعنى ولايت على عليه السلام « در نطرشان بسيار بزرگ و سخت مىآيد . »

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 223