عز الدين حسينى زنجانى
34
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
از گناه پرهيز كنم و من با اين حال مرتكب گناه شدهام ، اگر مرا عقوبت كنى ، بر من ستم روا نداشتهاى ) و اگر مرا بيامرزى و رحم كنى ، تو كريم و بخشندهاى . در اين فراز نيز آن بزرگوار مىفرمايد : مانع بندگىام ، كبر و طغيان نيست ، مانع ، نزول رحمت است . با توجّه به اين مقدّمهها مىتوان گفت يگانه مانع نزول فيض و رحمتِ واسعه ( در رابطهء ميان مغفرت و ايمان ) نداشتن خضوع و عدم انقياد و تسليم در برابر حق تعالى است ، و اقتضاى بر طرف شدن مانع ، آن است كه رحمت واسعهء الهى ، گنهكار روسياه را دريابد ؛ هر چند اگر خداوند بنده خود را به دليل گناه و تخطّى وى عذاب كند ، ظلمى در حق وى نكرده ، بلكه با او به عدل رفتار فرموده است ، چرا كه حجّت ابلاغ شده و بنده به اختيار خود مرتكب گناه گرديده است . بنابراين ، اگر در عمل انسان ، اصل خضوع در برابر خدا و پيامبرش و هر آنچه او به عنوان مكتب ارائه داده ، محقّق شود ، گناه به غفلت ، موجب تيرگى قلب نخواهد شد و هر چند كه انسان از راه شكست در برابر هواى نفس به گناه آلوده شده باشد ، چندان مهم نيست و مشمول مغفرت الهى خواهد بود . رواياتى نيز دربارهء گناهان معتقدان به ائمهء اطهار و شيعيان ايشان وارد شده است كه بر اساس آنها ، گناهان چنين اشخاصى در معرضِ مغفرت و بخشايش است . « 1 » ولى گناهان غير آنها از آن جا كه حجّت خدا را انكار مىكنند و انكار حجّت خدا به معناى خدا به معناى استكبار و عناد است ، بخشيده نمىشوند : عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ أبييَعفُورَ ، قالَ : قُلْتُ لِأبيعَبدِاللَّه : إنِّى أُخالِطُ النّاسَ ، فَيَكثِرُ عَجَبي مِن أقوامٍ لايَتَولَّونَكُم و يَتَوَلَّونَ فُلاناً و فُلاناً
--> ( 1 ) . فيض كاشانى ، وافى ، ج 2 ، ص 28