عز الدين حسينى زنجانى
28
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
و به ياد آوريد هنگامى را كه پيمان محكم از شما گرفتيم كه خون يكديگر را نريزيد و كسان خود را از شهرهاىتان بيرون نكنيد ، سپس در حالى كه شاهد اين بوديد اقرار و اعتراف نموديد ، امّا شما - علىرغم آن پيمان محكم - يكديگر را مىكشيد و گروهى از كسان خودتان را بيرون مىكنيد [ و به اين نيز ، اكتفا ننموده ] ستم و تجاوز بر آنها روا مىداريد و چنانچه به اسارت شما در آيند [ بر حسب حكم تورات ] براى آزادىشان فديه مىگيريد و حال آن كه بيرون راندن آنان بر شما حرام بود . آيا به برخى از كتاب ايمان مىآوريد و به بعضى ديگر كافر مىشويد ؟ پس پاداش كسى از شما كه چنين كند جز اين نيست كه او [ علاوه بر ] رسوايى و خوارى در اين دنيا ، در قيامت هم به شديدترين عذاب دچار شود و خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست . با توجّه به معناى اين دو آيه به خوبى روشن مىشود كه هرگز دو مفهوم « ايمان » و « اسلام » قابل تجزيه از يكديگر نيستند . خداوند متعال در مقام توبيخ مىفرمايد : شما به بعضى ايمان مىآوريد و به بعضى ديگر كفر مىورزيد ، پس آنچه سليقه شما پسنديد ، آن را اذعان نموده و آنچه كه مطابق ميل شما نيست ، بدان كافر مىشويد ؛ يعنى ايمان به بعضى معادل كفر به همه است ، زيرا ايمان به يك واحد مجموعهء مرادِ خداى سبحان تعلّق نگرفته است . قرآن كريم در آيهاى ديگر مىفرمايد : « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كانُوا آباءَهُمْ أوْ أبْناءَهُمْ أوْ إخْوانَهُمْ أوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِك كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الإيمانَ وَأيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ » « 1 » ؛ نمىيابى گروهى را كه ايمان به خدا و رسولش داشته باشند و با اين حال
--> ( 1 ) . مجادله ( 58 ) آيهء 22