عز الدين حسينى زنجانى

23

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

الإقرارُ ، وَ الإقرارُ هُوَ الأداءُ ، وَ الأداءُ هُوَ العَمَلُ « 1 » ؛ اسلام را به‌گونه‌اى تعريف مىنمايم كه كسى پيش از من آن را آن‌چنان تفسير نكرده است : اسلام همان تسليم است و تسليم به معناى يقين و يقين معادل تصديق و تصديق يعنى اقرار و اقرار همان اداء و اداء به معناى عمل است . به اين ترتيب ، امام على عليه السلام براى اسلام شش مرحله بيان فرمود : 1 . اسلام همان تسليم و انقياد در برابر حق است . 2 . تسليم بدون يقين ، انقياد عاميانه و جاهلانه است ؛ نه آگاهانه و عالمانه . 3 . يقين و علم به تنهايى كافى نيست ، بلكه اعتقاد قلبى و تصديق نيز لازم است . 4 . اگر تصديق فقط در محفظهء قلب و ضميرِ روح انسانى باشد كفايت نمىكند ، بلكه بايد اظهار و اقرار نيز به همراه داشته باشد . 5 . اقرار همان اداى وظيفه است و نمىتوان به اقرار زبانى - به تنهايى - اكتفا نمود ؛ پس بايد تعهّد عملى نيز داشت . 6 . اداى مسؤوليّت ، همان عمل به فرمان خدا و پياده نمودن برنامه‌هاى الهى است . بنابراين ، در اين روايت شريفه حدود تسليمِ مطلوبِ قرآن را بيان فرموده است ؛ پس ايمان شناخت توأم با تسليم و خضوع است چنان‌كه اسلام خضوع و تسليم مقرون به يقين و شناخت [ با ويژگىهاى مذكور ] مىباشد . بنابراين ، همهء آن شرايط و آثار ايمان ، در اسلام نيز جارى است .

--> ( 1 ) . ابن ابىالحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 213 ؛ مجمع البيان ، تفسير آيهء شريفهء : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلام »