عز الدين حسينى زنجانى

96

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

2 . مفهوم اراده به همان معنا كه گفته شد در ذات واجب و در ممكن يكى است . نه اين‌كه در ذات واجب به مفهومى باشد و در ممكن به مفهومى ديگر . چه بگوييم : الله مريد يا زيد مريد يكى است . البته تفاوت مصداقى وجود دارد . اراده‌اى كه در ذات بارى است غير از ارادهء ممكن است . چنان كه صفات ديگر ، مانند علم و قدرت و حيات هم وحدت مفهوم و اختلاف مصداق دارند . بنابراين برگرداندن اراده ذات احديت به علم وجهى ندارد ، زيرا اگر وحدت مصداقى باشد در اين صورت منحصر به اراده نيست و برگشت همهء صفات ثبوتى به صفات ثبوتى ديگر است ، زيرا با ذات يكى است . 3 . تعيين مصداق اراده در ممكن و در خداوند متعال . وجود ارادهء ممكن بدين ترتيب است : تصور شىء تصديق به فايدهء آن ، شوق تمام ( در صورتى كه سازگار با طبع باشد . ) در به دست آوردن آن ، تصميم نفس به انجام و ايجاد آن و ترجيح جانب وجودِ آن بر عدمش ، حركت عضلات . اين عوامل پشت سر هم هستند : تصور موجب تصديق به فايده ، سپس حصول شوق ، سپس تصميم و آن‌گاه حركت عضلات مىشود . تا اين چهار مقدمه نباشد در خارج عمل صورت نمىگيرد و همهء اينها در ممكن ، زايد بر ذات وعارض بر آن هستند . اما در واجب - جلّ و علا - حركت عضلات وجود ندارد ، زيرا فاعليت حق به معناى حركت و كار كردن با آلات و ابزار نيست . بلكه فعل او ابداع است و نيز تصميم ، زيرا تصميم بعد از تحير و تردد است و معلوم است كه اين دو ، بر ذات حق راهى ندارند . نيز شوق مؤكد كه مستلزم حدوث و افعال است . پس اراده به معناى شوق مؤكد و