عز الدين حسينى زنجانى

61

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

چنين شادمانىاى از معنا و مفهوم شكر دور است . خوشحالى دوم داخل معناى شكر هست اما نه از جهت شادمانى به خود منعم بلكه از جهت احراز عنايت اين بزرگ كه پيوسته او را شامل خواهد بود . چنين شكرى از مردمان صالح كه توجهشان به مبدأ متعال و نيايش آنها از جهت اميد به ثواب و پاداش و ترس از عقوبت خداوند متعال مىباشد ، صورت مىگيرد . اين از مراتب شكر است ولى ناقص است . مرتبهء سوم مسرت از آن جهت است كه با اين نعمت بتواند به جوارش نايل آمده و به او نزديك گردد . اين چنين مسرتى حقيقت شكر است و از مرحلهء دوم كه حال است بهتر مىباشد . مرحله سوم : عمل به موجبات شادمانىاى كه حاصل شده و اين عمل در قلب و زبان و اعضا و بدن منعكس خواهد بود . اما در قلب به پاكى نيت و خيرخواهى براى عموم ، در زبان اظهار سپاس و در اعضا با صرف نعمت‌هاى الهى در آنچه دستور داده شده و صرف نكردن آن در نافرمانىها . مثلًا نعمت دو چشم آن است كه هر عيبى را از مسلمانى ديد آن را مخفى بدارد و با نعمت دست ، به سوى آنچه نهى شده دست درازى نكند و . . . . در ميان عاطفه‌ها آنچه كه برترى دارد و بسيار نيرومند است غريزهء محبت است كه نيرومند و نيروآفرين است . همان باصطلاح اكسير است كه قلبِ ماهيت مىكند . عشق و محبت ، سست را چالاك ، و تنبل را چابك مىكند و از موجود سرد ، كانون حرارت و فعاليت مىسازد .