عز الدين حسينى زنجانى

58

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

خودپرستى ، از تنگى و نشكافتن سينه و نگرفتن نور خدايى است و تا آدمى از حصار محدود خويش بيرون نرود ضعيف ، زبون ، بخيل ، حسود ، كينه توز ، بدخواه ، كم حوصله ، از خود راضى ، و متكبر است ؛ اما وقتى كه اين حصار را با نيروى تعليمات قرآنى شكست ، همهء صفات رذيله به صفات نيكو تبديل مىشود . خلاصه حمد عبارت است از درك خوبىها و نعمت‌ها و ستايش روح در مقابل آنها بدون توجه به محدوده و تنگناى وجود خويش . به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست در اين مرحله انسان آن چنان تكامل پيدا مىكند كه سپاس خويش را در ضمن ستايش عمومى مىبيند و حتى در مقام سپاس‌گزارى در مورد خويش نيز به جهت انشراح صدر ، ستايش و حمد عمومى مىكند . تحقيق نكتهء دوم : درخواست و طلب لازم نيست فقط با زبان صورت گيرد . اگر درخواست و مقصد انسان با هر وسيله‌اى - اگر چه به زبان نباشد - معلوم شود ، معنا و روحِ خواستن تحقق مىيابد ؛ نهايت اين كه وسيلهء اظهار و بروز فرق مىكند . به عنوان نمونه شما اگر هنگام شب به تابش ماه نظر بيفكنيد مىبينيد جلوهء خاصى به صفاى گلزارها داده و شاخسارها با نسيم ملايمى در حركت هستند و جهان در آرامش و سكوت شبانه فرو رفته ، مرغ شباهنگ با تك بانگ خود مىنالد . همين خود درخواست تماشا و نظاره است : « قُل انظُروا ماذا فى السَّمواتِ و الأرضِ » ؛ بگو به آنچه بر در و ديوار وجود از