عز الدين حسينى زنجانى
37
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
مىشود مگر روح القدس كه هرگز به لهو و لعب نمىپردازد . « 1 » توضيح : وقتى نفْس به آخرين مرحلهء كمال عقلى و عملى نائل گرديد و براى رسيدن به مطلوب و مجهول از حركات و افكار بىنياز شد ، قدرت علمى و عملى وى متحد مىگردند ؛ علمش عمل و عملش علم مىشود . مانند علم و قدرت كه در مجرّدات نسبت به مادون خود چنين است . بدين سان نفس انسان همهء قوا و جوارح ، و عين بدن گشته و بدن هم عين نفس مىگردد . در چنين مرتبهاى است كه انسان در مُلك و ملكوت تصرف كرده و همهء جهان تحت فرمان وى مىگردد . آرى ، در ممكنات ، اشرف از عقل و پستتر از ماده عنصرى نيست و عقل و ماده دو حاشيهء وجودند و هر دو در انسان كامل جمع مىشوند . بهطور كلى در تمام مراتب هستى جدايى و فطور نيست و انسان در وحدت خود مشتمل بر همهء هستى است . در انسان متعارف چنين قدرتى هست كه مىتواند تا اين مراتب برسد . ولى انسان قدر خود را نشناخته و گوهرى را كه از صدف كون و مكان بيرون است به سفال بىارزش مادى اين دنيا فروخته ؛ تا چه رسد به بلندپايگانى كه خدا آنها را بدون مقدمهء تحصيل و رياضت مخصوص روح
--> ( 1 ) . عن جابر عن أبيجعفر عليه السلام : قالَ : سألتُه عن علمِ العالم : فقالَ لي : يا جابرُ ، إنّ في الأنبياء و الأوصياء خمسة أرواح : روحَ القدس ، روحَ الإيمانِ ، روحَ الحياة ، و روحَ القوّةِ ، و روحُ الشهوة . فبروح القدس يا جابِرُ ! عَرفوا ما تحتَ العرشِ إلى ما تحتِ الثرى . ثم قال : يا جابر ! إنّ هذه الأربعةَ أرواح يُصيبها الحدثان إلّاالقدس ؛ فإنّها لاتَلهو و لا تَلعب . ( همان ، ص 272 ، ح 2 ، باب ما خصّوا عليهم السلام به من الأرواح ) . .